در حال باز کردن صفحه


@mahdi_mohadi_bk_nazr
دکتری علوم اقتصاد، معاون اسبق وزیر اقتصاد
انجام شد
کتاب راهنمای کاربردی و تحلیل اقتصادی قانون مالیات بر سوداگری و سفتهبازیبا عنوانمالیات بر عایدی سرمایه در ایرانتوسطانتشارات ترمه به چاپ رسید.
🔸معرفی کوتاه کتاب با اجرای قانون مالیات بر سوداگری و سفتهبازی، آشنایی با احکام مربوط به ملک، خودرو، طلا، ارز، رمزارز، حساب بانکی و صورتحساب الکترونیکی فقط نیاز کارشناسان مالیاتی نیست؛ بلکه برای عموم مردم و فعالان اقتصادی نیز اهمیت عملی دارد.
🔸فصل اول | مالیات بر عایدی سرمایه؛ از مفهوم تا تجربه جهان
این فصل توضیح میدهد: 🔻مالیات بر عایدی سرمایه چیست و چرا به آن نیاز داریم؟ 🔻کشورهای مختلف چگونه از این مالیات استفاده میکنند؟ 🔻این مالیات چه نسبتی با عدالت، تورم، سرمایهگذاری و بازار داراییها دارد؟
🔸فصل دوم | بستر اجرای قانون؛ از حساب بانکی تا صورتحساب الکترونیکی
این فصل روشن میکند: 🔻شخص، حساب و کارپوشه تجاری و غیرتجاری چه تفاوتی دارند؟ 🔻صورتحساب الکترونیکی چگونه به تراکنش بانکی متصل میشود؟ 🔻سازمان مالیاتی، بانک مرکزی، بانکها و سایر دستگاهها چه وظایفی دارند؟
🔸فصل سوم | پاسخ به پرسشهای واقعی مردم
این فصل قانون را به زبان ساده و کاربردی توضیح میدهد: 🔻خرید و فروش ملک، خودرو، طلا، ارز و رمزارز چه حکمی دارد؟ 🔻چه کسانی مشمول مالیاتاند و چه کسانی معاف؟ 🔻در موقعیتهای مختلف، مالیات چگونه محاسبه میشود؟
🔸فصل چهارم | منطق پنهان قانون؛ چرا این قواعد طراحی شدهاند؟
این فصل نشان میدهد: 🔻قانون چگونه نیاز واقعی مردم را از سوداگری جدا میکند؟ 🔻چرا معاملات کوتاهمدت پرهزینهتر و برخی داراییهای مصرفی معافاند؟ 🔻تورم، قیمتگذاری و شفافیت معاملات چگونه در محاسبه مالیات اثر میگذارند؟
💡تأملات (دکتر مهدی موحدی بکنظر)
🔺جنگ؛ راهگشای پیشرفت اقتصادی 💢 گردهمایی چهارم از مجموعه رویداد «پیروزی در میدان است»؛ در موضوعات:
🎙جنگ رمضان مقدمه ساز پیشرفت اقتصادی 👤 مهدی موحدی بکنظر عضو هیات علمی دانشگاه 🎙اکنون، گام دوم توسعه صنعتی 👤 روحالله ایزدخواه نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی 🎙تنها راه شکوفایی اقتصادی، ایستادگی در میدان 👤 محمدطاهر رحیمی پژوهشگر اقتصادی 🎙جایگاه جدید ایران در اقتصاد سیاسی جهانی 👤 علی ظاهری بیرگانی پژوهشگر اقتصاد راهبردی
🗓 جمعه ۸ خرداد، ساعت ۲۱ 📍خیابان انقلاب، سردر دانشگاه تهران
🔻پیروزی در میدان است
*_جنگ ایران: «لحظه سوئز» امپراتوری آمریکا_*
🔸در سال ۱۹۵۶، بریتانیا و فرانسه، که روزگاری قدرتهای اصلی استعماری جهان بودند، در اقدامی مشترک با اسرائیل به مصر حمله کردند. هدف آنها بازپسگیری کنترل کانال سوئز بود که توسط جمال عبدالناصر، رئیسجمهور وقت مصر، ملی اعلام شده بود. این آبراه حیاتی، شاهرگ اصلی انتقال نفت از خلیج فارس به اروپا بود.
🔸از نظر نظامی، عملیات موفقیتآمیز بود، اما از نظر سیاسی یک فاجعه تمامعیار بود. فشار همزمان ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی، بریتانیا و فرانسه را مجبور به عقبنشینی تحقیرآمیز کرد. در بریتانیا، فشار آمریکا باعث شد ارزش پوند سقوط کند و کشور تا آستانه ورشکستگی پیش برود. نخستوزیر وقت بریتانیا، آنتونی ایدن، مجبور به استعفا شد و ناصر به یک قهرمان ملی و نماد ضداستعمارگری در جهان عرب تبدیل گشت.
🔸این بحران با نام *بحران سوئز**نشان داد که قدرتهای قدیمی اروپایی دیگر توانایی اقدام نظامی مستقل و پیشبرد سیاستهای خود بدون حمایت یا موافقت ابرقدرتهای جدید (آمریکا و شوروی) را ندارند. به همین دلیل،*لحظه سوئز به طور نمادین به عنوان لحظه پایان دوران امپراتوری بریتانیا و آغاز افول آن به عنوان یک قدرت درجه یک جهانی شناخته شد.
اما چرا جنگ ایران، «لحظه سوئز» آمریکا است؟
چند دلیل را میتوان به طور خلاصه برای آن طرح کرد:
1⃣ افشای ضعف ساختاری در اوج قدرتنمایی: همانطور که شکست در سوئز، توهم قدرت بریتانیا را در هم شکست، ناکامی آمریکا در ایران نیز نشان داد که ابرقدرت بلامنازع جهان، دیگر توانایی تحمیل اراده خود را حتی در برابر یک قدرت منطقهای مانند ایران ندارد. این شکست، شکاف عمیق میان قدرت نظامی اسمی و توانایی اعمال نفوذ واقعی را آشکار کرد.
2⃣ نقطه عطف در افول هژمونی: همانطور که بحران سوئز، نماد پایان امپراتوری بریتانیا و واگذاری جایگاهش به آمریکا بود، ناکامی آمریکا در جنگ ایران نیز به عنوان نقطه عطفی مشابه برای آمریکا در نظر گرفته میشود که نشانهای از واگذاری جایگاه آمریکا به عنوان قدرت بلامنازع جهانی و تسریع روند افول «لحظه تکقطبی» آن است.
3⃣ ضربه مهلک به اعتبار و سیستم اقتصادی: فشار اقتصادی آمریکا بر بریتانیا در ۱۹۵۶، عامل اصلی شکست آن بود. امروز، این آمریکاست که به دلیل جنگ، با تبعات اقتصادی ویرانگری روبرو شده است. این جنگ ضربهای کاری به اعتبار نظام پترودلار وارد کرد و همزمان، اعتبار جهانی آمریکا به عنوان یک متحد قابل اتکا و ضامن امنیت را نزد متحدانش، از اروپا گرفته تا کشورهای عرب خلیج فارس، به شدت خدشهدار کرده است.
4⃣ بزرگترین اشتباه محاسباتی استراتژیک: حمله به سوئز به عنوان «واپسین تقلای یک امپراتوری رو به مرگ» توصیف شده است. حمله آمریکا به ایران نیز به عنوان یک اشتباه محاسباتی استراتژیک عظیم ارزیابی میشود که از ارزیابیهای نادرست اطلاعاتی و از غرور و نخوت نظامی ناشی شده است.
💎 جنگ ایران، نه یک شکست ساده، بلکه یک "لحظه سوئز" برای قرن بیست و یکم آمریکا است؛ نقطهای که در آن، توهم قدرت مطلق شکست و روند افول هژمونیک این کشور با شتابی بیسابقه وارد فاز تازهای شد.
#تأملات_سیاسی #تأملات_اقتصادی 💡تأملات (دکتر مهدی موحدی بکنظر)
*در چهلمین روز فراق استاد شهید*
◾️ در این چهل روزبارها اراده کردم از دکتر بنويسم اما دستم به نوشتن نمیرفت. ترس این را داشتم و دارم مخاطبم احساس کند اغراق میکنم یا حتماً به رسم یادکرد نیکو از رفتگان فقط از خیر و خوبی شان میگویم اماخدا میداند که در مدت شاگردی و همراهی، جز خیر از ایشان به یاد ندارم. نکات زیادی در ذهن دارم، بماند برای بعد. اما به طور کلی بگویم ...
🔻*شبیه اساتید دانشگاه نبود**. زندگیاش تماماً وقف بود. خود را مامور رشد و تربیت و آمادگی کسانی میدانست که برای حل مشکل کشور قیام کردهاند.*مرکز رشد دانشگاه و مدیریت منحصر به فرد این مرکز، از نوآوریهای خاص او بود.
🔻صاحب دانش و بینش و حکمت بود اما در سلوک و سکوت و سخن و تخاطب اش در مباحثه، احترام و تواضعی میدیدی که گویی اوست که شاگردی میکند.
🔻 سخت اهل احتیاط، رعایت، ملاحظه، مراقبت و تقوا در کلام و رفتار و زندگی بود همچون پدر بزرگوارشان (حفظهالله). داماد رهبری بودن نیز این مراعات را بیشتر میکرد. علیرغم امکان برخورداری، بهرهای از زندگی مادی نمیخواست و نداشت.
و دهها مشخصه دیگری که او را متمایز از دیگران میکرد.
🔴 معتقدم یکی از انفاس زکیه عالم بود که به دست بدترین مردمان زمان شهید شدو آیهای بود بر حقانیت مسیر او و دنبال کنندگانش. امید که هم او و هم ما مصداق آیه مبارکهفَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ باشیم.
💡تأملات (دکتر مهدی موحدی بکنظر)
آه از چهل شبی که شما را نداشتیم از داغ، سر به کوه و خیابان گذاشتیم
💡تأملات (دکتر مهدی موحدی بکنظر)

*تنگه هرمز؛ ابزار تحریم در برابر تحریم*
🔸 بستن «تنگه هرمز» و آثار اقتصادی ناشی از آن گویا به کارآمدترین ابزار بازدارندگی و یکی از مهمترین دلایل دست برتر ایران در مقابل دشمن آمریکایی-صهیونی تبدیل شده است.
🔸 دیر یا زود با پایان جنگ آمریکایی-صهیونی مواجهیم. اما هر اتفاقی بیافتد بازشدن تنگه هرمز، نباید به عنوان پیششرط توقف «جنگ نظامی» مطرح شود*، بلکه بایستی از «مدیریت هوشمند تنگه هرمز» به عنوان**یکی از ابزارهای کارآمد «تحریم» در مقابل «تحریم» استفاده کرد.*
🔸 آمریکا و متحدانش سالهای سال است که به اعمال تحریمهای اقتصادی بیسابقه علیه ملت ایران پرداختهاند. اما علیرغم محفوظ بودن حق دفاع مشروع ایران در قبال این جنگ اقتصادی، هیچگاه اراده سیاسی ایران معطوف به بستن «تنگه هرمز» شکل نگرفته بود*. حال با باز شدن قفل این مرحله از بازی در جنگ اخیر آمریکایی-صهیونی،**«سیاست مدیریت هوشمند تنگه هرمز»* به یکی از ابزارهای مشروع و در دسترس ایران برای مواجهه با تحریمهای اقتصادی دشمنان میتواند راهبردی هدفمند و متناسب برای مقابله با سیاستهای خصمانه کشورهایی است که در جنگ اقتصادی با ایران هستند.
🔸مدیریت هوشمند تنگه هرمز، به چه معناست؟
1⃣ تسهیل ترانزیت و تضمین امنیت کامل برای کشتیهای کشورهایی است که با سیاستهای تحریمی آمریکا مخالف بوده و به دنبال روابط تجاری عادلانه و عاری از سلطه با ایران و سایر کشورهای منطقه هستند. این اقدام، نه تنها به تقویت روابط دوجانبه و چندجانبه با کشورهای همسو و مستقل کمک میکند، بلکه الگویی از همکاری بر پایه احترام متقابل و منافع مشترک را ارائه میدهد.
2⃣ ایجاد محدودیتهای متناسب و هدفمند برای کشتیهای کشورهایی است که به طور فعال در جنگ اقتصادی علیه ایران مشارکت دارند. این محدودیتها، شامل بازرسیهای دقیقتر، تاخیرهای اجتنابناپذیر و اعمال هزینههای عادلانه برای عبور و مرور، با هدف افزایش بهای همراهی با تحریمها و وادار کردن این کشورها به بازنگری در سیاستهای خصمانه خود صورت میگیرد.
🔸 «مدیریت هوشمند تنگه هرمز» هزینههای اقتصادی تحریمها را به طور فزایندهای برای حامیان آن بالا خواهد بردو فشار داخلی بر دولتهای تحریمکننده را افزایش خواهد داد. این سیاست، نه تنها یک اقدام تدافعی در برابر تجاوز اقتصادی است، بلکه یک گام قاطع در جهت اعمال تحریم در مقابل تحریم، احیای عدالت و برقراری توازن در روابط بینالملل است. جمهوری اسلامی ایران، با تاکید بر حق حاکمیت خود بر آبراههای تحت کنترل خود و در چارچوب قوانین بینالمللی که حق دفاع مشروع را به رسمیت میشناسند، بایستی«مدیریت هوشمند تنگه هرمز» یک ضرورت استراتژیک و یک پاسخ مشروع به دهها سال ظلم و ستم اقتصادی است.
🔸 هدف از این اقدام، نه تشدید تنش، بلکه ایجاد بازدارندگی موثر در برابر جنگ اقتصادی و وادار کردن جامعه جهانی به پذیرش این واقعیت است که امنیت و ثبات منطقه و جهان، تنها با احترام به حاکمیت ملی کشورها، پایان دادن به سیاستهای یکجانبهگرایانه و لغو کامل تحریمهای ظالمانه علیه ملتها، قابل دستیابی است.
🔹 ایران، با اتخاذ این سیاست، نه تنها از حقوق ملت خود دفاع میکند، بلکه پیامی روشن به جهانیان میفرستد که دوران تحمیل اراده و ظلم اقتصادی به پایان رسیده است.
#تأملات_سیاسی #تأملات_اقتصادی 💡تأملات (دکتر مهدی موحدی بکنظر)
*تحلیلی سایکوپولیتیک از ادبیات شکست در توئیت ترامپ*
ترجمه: در ایران، سهشنبه را تبدیل به «جشنواره نیروگاه» و «جشنواره پل» میکنیم، هر دو همزمان. صحنهای خواهد بود که تا به حال ندیدهاید!!! این تنگه خرابشده رو باز کنید، روانیهای بیاصلونسب، وگرنه روزگارتان را جهنم میکنم - فقط بشینید و تماشا کنید! به لطف الله. رئیسجمهور دونالد جی. ترامپ
🔷 این توئیت تنها چند دقیقه بعد از شکست عملیات ورود به خاک ایران نوشته شده است؛ در شرایطی که ترامپ آشفته، مستأصل، سردرگم، خشمگین، با ادبیاتی خیابانی و بسیار دور از ادبیات دیپلماتیکآن را نوشته است. از این رو معتقدماین توئیت، خود ترامپ است و بوی شکست ترامپ میدهد.
🔻 ترامپ همیشه یک نمونه عالی از *«مرد دیوانه»**بوده است. چه در عرصه تجارت و چه در عرصه سیاست. بازیکنان در این بازی، با اتخاذ استراتژی مرد دیوانه، سعی میکنند با اغراق، بلوف، تهدید، قلدری، رسانه، رفتار و ادبیات غیرقابل پیشبینی، دیگران را به رفتاری «منطقی»، «عقلانی»، مبتنی بر «هزینه-فایده» و در نتیجه «تسلیم» وادار کنند.*بدترین استراتژی بازیکن مقابل در مقابل مرد دیوانه، «منطقی» بازی کردن و بهترین استراتژی بازیکن مقابل، «دیوانهتر» بودن است.
🔻 ترامپ نیز با این استراتژی وارد بازی شد که طرف مقابل (ایران) بترسد، منطقی عمل کند و کوتاه بیاید. اما ایران نه تنها نترسیده بلکه با رفتارهای «دیوانهوارتر» (مقاومت تا پای نابودی و از بین رفتن زیرساختها و مهمتر از آن بستن تنگه هرمز) به او پاسخ میدهد. این وضعیت، ترامپ را در موقعیت دشوار و پیشبینی نشدهای قرار داده است. استفاده از صفت «crazy» یا «دیوانه» برای ایران بازتابی از سردرگمی، خشم و استیصال درونی ترامپ از اتخاذ استراتژی دیوانهتر توسط ایران است. او از اتخاذ استراتژی «دیوانهتر» ایران خشمگین است. چون قرار نیست ترامپ، مرد عاقل و منطقی این بازی باشد. مرد عاقل، در این بازی باخته است.
🔻چرا ترامپ در این بازی، بازنده است؟
با در نظر گرفتن واقعیتهای سیاسی-استراتژیک، آمریکا در این سناریو، در هر صورت بازنده است:
1️⃣ شکست استراتژی «مرد دیوانه» در صورت عدم حمله آمریکا به پلها و نیروگاهها و زیرساختها: شکست استراتژی مرد دیوانه، به شدت به اعتبار استراتژیک آمریکا در جهان لطمه میزند. سایر رقبای آمریکا (مانند چین، روسیه، کره شمالی) خواهند دید که استراتژی «مرد دیوانه» ترامپ، که بر پایه تهدید و زور است، در برابر یک حریف مصمم کارساز نبوده است. این یک سیگنال خطرناک است و میتواند آنها را به مقاومت بیشتر در برابر فشار آمریکا تشویق کند.
2️⃣ شروع یک بحران اقتصادی در ابعاد جهانی در صورت حمله آمریکا به پلها و نیروگاهها و زیرساختها: ترامپ با حمله به زیرساختهای ایران با پدیدههایی همچون ادامه بستن تنگه هرمز و بستن تنگه بابالمندب همراه با حمله ایران به زیرساختهای اقتصادی، نفتی و گازی منطقه مواجه خواهد شد. اتفاقاتی که با افزایش قیمت نفت و گاز، جهان را وارد یک بحران اقتصادی جدی خواهد کرد. که مسبب آن ترامپ خواهد بود.
💡تأملات (دکتر مهدی موحدی بکنظر)
📌متن طرح ۹مادهای مدیریت #تنگه_هرمز در مجلس شورای اسلامی
به نقل از
🆔️ «Ramadan Last War»
💡تأملات (دکتر مهدی موحدی بکنظر)
*چرا ایران پیروز جنگ رمضان است؟*
(قسمت دوم)
5⃣ تبدیل تنگه هرمز به عنوان ابزار بازدارنده و اقتصادی ایران اعمال قدرت کامل ایران بر تنگه هرمز به عنوان یک اهرم راهبردی در دوره جنگ رمضان، اراده سیاسی ایران برای بکارگیری یکی از مهمترین سلاحهای ژئوپلیتیک و اقتصادی با پیامدهای جهانی مؤثر را بالفعل کرد. هرچند امکان فعال شدن ائتلافهای بینالمللی برای مقابله با آن وجود دارد اما ایران میتواند از کنترل تنگه هرمز و حتی در مواقع ضروری تنگه بابالمندب به عنوان ابزاری برای مذاکره و دریافت امتیازات امنیتی و حتی ایجاد یک نظام امنیتی و اقتصادی جمعی جدید در قالب کنسرسیومی متشکل از کشورهای منطقه و در نتیجه ثبات سیاسی بیشتر منطقه با محوریت خود استفاده کند.
6⃣ ایران، تنها قدرت حافظ امنیت اقتصاد در ژئوپلیتیک غرب آسیا کشورهای منطقه با یک واقعیت جدید ژئوپلیتیک کنار میآیند که ایران، یک قدرت برتر نظامی و ایدئولوژیک منطقه است که نمیتوان آن را با کمک خارجی حتی آمریکا شکست داد. بعد از شکست آمریکا، گزینه مقابله با ایران بسیار پرهزینه و گزینه همزیستی با ایران، گزینه منطقیتری است. حضور آمریکا و رژیم صهیونیستی و نزاع همیشگی آن با ایران، ثبات بلندمدت اقتصاد منطقه را دچار مشکل میکند. در فقدان آمریکا و یا حضور کمرنگ آن در منطقه تنها ایران است که میتواند حافظ ثبات بلندمدت اقتصاد ژئوپلیتیک و منطقهای بلندمدت غرب آسیا باشد. بنابراین بخشی از هزینه ایجاد آرامش بین آمریکا و ایران به عهده این کشورها خواهد بود. یکی از راهبردهای جدی کشورهای عربی برای حفظ امنیت اقتصادی خودشان، تضمین این منافع مشترک با ایجاد سرمایهگذاریهای مشترک با ایران خواهد بود. باید به این نکته اشاره داشت که اتخاذ راهبرد اجماع منطقهای علیه ایران و یا تقویت بنیه آفندی کشورهای منطقه با توجه به افزایش قدرت چانهزنی ایران در جنگ رمضان، پرریسک، پرهزینه و در نتیجه احتمال کمتری خواهد داشت.
7⃣ تضعیف و انزوای شدید رژیم صهیونیستی پیروزی ایران در جنگ رمضان، پایان روند صلح مبتنی بر ابتکار آمریکا و عادیسازی عربی-اسرائیلی و انزوای هر چه بیشتر رژیم صهیونیستی در منطقه خواهد بود. این پیروزی صحنه را برای یک بازی کاملاً جدید آماده میکند که در آن محور مقاومت تقویت میشود و هر گونه توافق آتی نه بر اساس موازنه قوا به نفع اسرائیل، بلکه بر اساس موازنه قوای جدید به نفع ایران و متحدانش خواهد بود. ادامه وضعیت پساجنگ، انزوای بیشتر رژیم صهیونیستی را بیش از پیش فراهم میآورد.
8⃣ارائه یک الگوی صلح منطقهای مبتنی بر مدل دفاعی مستقل فرصت طلایی ایران در صورت توفیق در جنگ رمضان، رهبری در ایجاد یک نظم امنیتی و اقتصادی مشارکتی و چندجانبه است. ایران میتواند با تشکیل ائتلاف دفاعی منطقهای بدون حضور قدرتهای دور از منطقه با ابتکار عمل، پیمان امنیت منطقهای خلیج فارس را پیشنهاد دهد. این پیمان میتواند مبتنی بر خروج همه نیروهای فرامنطقهای از منطقه، تضمین امنیت انرژی و کشتیرانی برای همه کشورهای ساحلی، ایجاد یک سازوکار حل و فصل اختلافات بدون دخالت خارجی و همکاری امنیتی و نظامی مشترک بین این کشورها باشد. این طرح اگر مبتنی بر برابری منافع مشترک باشد میتواند نگرانی کشورهای منطقه به طور خاص عربستان سعودی درباره هژمونی ایران را کاهش دهد و در عین حال مزایای اقتصادی قابل توجهی را برای ایران به ارمغان بیاورد.
9⃣ الگوی سیاسی-اقتصادی جدید ایران بر پایه اقتدار سیاسی الگوی توسعه سیاسی-اقتصادی پیشاجنگ ایران، الگویی است که ثبات سیاسی و امنیتی ناشی از اتکال به یک قطب سیاسی را شرط توسعه و رشد اقتصادی میشمارد. اما الگوی جدیدی از توسعه مبتنی بر اقتدار سیاسی-اقتصادی در انتظار ایران پساجنگ رمضان است. ایران در حال گذار به سمت ثبات سیاسی و امنیتی کشور ناشی از یک قدرت سیاسی درونزا است. این الگوی جدید آرایشی جدید از کشورهای عربی منطقه خلیج فارس را ایجاد میکند و هر یک از آنها را وادار میسازد تا بین مقابله یا تطبیق با شرایط موجود، راهبردی خاص را اتخاذ کنند. اما با دیپلماسی فعال کشور امکان ایجاد یک فضای سیاسی مثبت و بنیانهای اقتصادی متأثر از آن وجود دارد به گونهای که ایران محور ثبات سیاسی و امنیتی در منطقه خاورمیانه باشد؛ ثباتی که شکلدهنده شرایطی جدید از یک الگوی اقتصادی خاص نیز باشد. استفاده اقتصادی از کشورهای منطقه در سایه این اقتدار سیاسی به عنوان مزایای متقابل این کشورها و تعریف زنجیره ارزش جهانی یا منطقهای به نفع شرایط اقتصادی ایران میتواند از حداقل پیامدهای اتخاذ این کلان راهبرد باشد.
💡تأملات (دکتر مهدی موحدی بکنظر)
*چرا ایران پیروز جنگ رمضان است؟*
(قسمت اول)
🔹 سناریوهای مختلفی برای پایان جنگ وجود دارد. مشکل اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی چگونگی توقف جنگ نیستاما به نظر میرسدمشکل اصلی آنها، الگویی است که ایران بعد از پایان جنگ رقم خواهد زد.جنگ رمضان با فرض مقاومت ایران برای جلوگیری از تحقق اهداف خاص دشمنان در سرنگونی جمهوری اسلامی، نقطه عطفی خواهد بود که نه تنها نویدبخش نظم و تعادلی جدید از آرایش قدرتهای سیاسی بینالملل با نقشآفرینی پررنگ جمهوری اسلامی ایران است بلکهنویدبخش شکلگیری الگویی نوپدید - اما مورد انتظار - از توسعه سیاسی-اقتصادی آتی جمهوری اسلامی ایران در غرب آسیا است. حال باید به این بپردازیم که به چه دلیل ایران پیروز این جنگ خواهد بود؟
1⃣ تضمین بقای جمهوری اسلامی در قبال جنگ ایران سالهای سال در سایه تهدید، تحریم و جنگ روزگار گذرانده اما شکست نظامی آمریکا در سرنگونی نظام جمهوری اسلامی، بقای بلندمدت جمهوری اسلامی ایران در ساحت نظامی و امنیتی را تضمین میکند. تاریخ سیاسی و نظامی آمریکا، این شکست را همچون شکست جنگ ویتنام، افعانستان و عراق در دفترچه تجارب نظامی خود برای آیندگان ثبت نموده، اتخاذ راهبرد ورود نظامی در آیندهای نزدیک با ایران را از خود سلب کرده و لاجرم قدرت نظامی ایران را به رسمیت خواهد شناخت. بنابراین حذف یا کمرنگ شدن راهبرد حذف جمهوری اسلامی با گزینه جنگ به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای جنگ رمضان ثبت خواهد شد. البته این مسأله نافی مواجهه نرم با جمهوری اسلامی در آینده نخواهد بود.
2⃣ تضعیف نقش آمریکا در موازنههای سیاسی ثبت یکی دیگر از نمونه شکستهای نظامی آمریکا در اوج ملیگرایی حاکم بر سیاستهای کاخ سفید با صحّه گذاشتن بر قدرت نظامی و سیاسی ایران، ضمن افزایش وزن ایران قدرتمند در معادلات سیاسی، افزایش احتمال تنشهای تجاری، سیاسی و نظامی کشورهایی چون چین و روسیه و حتی اروپا با آمریکا را منجر خواهد شد. این مسأله به خودی خود باعث افزایش مشکلات سیاسی، اقتصادی و نظامی آمریکا در کل جهان به خصوص در غرب آسیا خواهد شد.
3⃣ آشکار شدن سیاستهای دوگانه آمریکا در منطقه پایگاههای نظامی آمریکا در غرب آسیا عموماً در قالب موافقتنامههای دوجانبه امنیتی و دفاعی با کشورهای میزبان ایجاد شدهاند. در سیاست اعلامی آمریکا، این پایگاهها عمدتاً برای تأمین امنیت و ثبات منطقهای، مبارزه با تروریسم، حفظ جریان آزاد انرژی، حمایت از متحدان و مهار تهدیدات منطقهای مثل ایران، القاعده یا داعش ایجاد شدهاند. اما سیاستهای اعمالی آمریکا، اهداف دیگری از جمله تثبیت سلطه راهبردی بر قلب انرژی دنیا، امکان نظارت و جمعآوری اطلاعات، توانایی واکنش سریع و حفظ اهرم فشار علیه رقبایی چون ایران، روسیه و چین، حمایت نظامی از اسرائیل و نیز امکان بهرهکشی مالی و اقتصادی از کشورهای منطقه در ازای ایجاد ثبات را دنبال میکند. شروع یکجانبه و بدون اطلاع جنگ رمضان توسط آمریکا ظاهراً برای حفظ بقای بلندمدت رژیم صهیونیستی موجب شد که کارکرد این پایگاهها در تحقق سیاستهای اعلامی آمریکا دقیقاً تبدیل به تهدید شده و به ضد خود بدل شود یعنی امنیت و ثبات منطقه و نیز جریان آزاد انرژی را به خطر اندازد و اساساً کشورهای منطقه را به یکی از اهداف این جنگ تبدیل کند.
4⃣ تغییر معماری امنیتی منطقه در سایه بیاعتمادی به آمریکا کشورهای میزبان پایگاههای نظامی آمریکا بعد از جنگ رمضان با معادله ریسک-سود پیچیدهتری مواجه خواهند شد. از یک سو اعتماد به آمریکا برای حفظ ثبات منطقه خدشه برداشته و از سوی دیگر به دلیل وابستگی بلندمدت به ثبات ناشی از حضور آمریکا در منطقه، راه جایگزین کوتاهمدتی برای حفظ این ثبات این کشورها وجود نخواهد داشت. میزبانی کشورهای منطقه از پایگاههای آمریکایی قاعدتاً ناامنی و بیثباتی اقتصادی را برای این کشورها به دنبال خواهد داشت. از این رو جنگ رمضان میتواند دوره پایگاههای بزرگ ثابت و آشکار آمریکا در غرب آسیا را به پایان برساند و از سوی دیگر میزبانی کشورهای منطقه از این پایگاهها را به شرط عدم درگیری یا هزینههای بسیار بالاتر با محدودیتهای بیشتری مواجه کند.
(ادامه دارد)
💡تأملات (دکتر مهدی موحدی بکنظر)
🔹 *شوخی خطرناکتر از جنگ ایران با آمریکا* با *جایگزینی «یوآن نفتی» به جای «دلار نفتی»*
🔸 شرط ایران برای عبور نفتکشها با تسویه یوآنی (یا فروش نفت خود با این ارز)، ولو اینکه یک شوخی باشد شروع یک تغییر پارادایمیک در اقتصاد سیاسی و ژئوپلیتیک جهان با جایگزینی «یوآن نفتی یا پترویوآن» به جای «دلار نفتی یا پترودلار» است.
🔸 برای درک عمیق اینکه چرا جایگزینی «یوآن» به جای «دلار» در تجارت نفت (پایان پترودلار) یک حمله مستقیم به قلب قدرت آمریکاست*، باید ابتدا بفهمیم که**«جادوی دلار»* چگونه کار میکند و چرا اقتصاد آمریکا تا این حد به دلار نفت وابسته است.
1⃣ پترودلار چیست؟ در سال ۱۹۷۱، آمریکا پشتوانه طلا برای دلار را حذف کرد. دلار تبدیل به یک کاغذ بدون پشتوانه شد. درنتیجه برای اینکه ارزش دلار سقوط نکند، آمریکا در سال ۱۹۷۴ توافقی استراتژیک با عربستان سعودی (و سپس اوپک) انجام داد:
🔻 آمریکا امنیت نظامی آلسعود را تأمین میکند. در عوض، عربستان نفت خود را فقط و فقط به دلار میفروشد.این یعنی هر کشوری در جهان (ژاپن، چین، هند، اروپا) اگر نفت میخواهد، ابتدا باید کالای خود را بفروشد تا «دلار» بدست بیاورد و سپس با آن دلار نفت بخرد. این کارتقاضای مصنوعی و دائمی برای دلار ایجاد کرد. نفت عملاً جایگزین طلا به عنوان پشتوانه دلار شد.
2⃣ «امتیاز گزاف» این اصطلاحی است که اقتصاددانان برای وضعیت آمریکا به کار میبرند. سیستم پترودلار به آمریکا قدرتی داد که هیچ کشور دیگری در تاریخ نداشته است: چاپ پول بدون تورم و تأمین کسری بودجه با پول دیگران از مهمترین قدرتهاست.
🔻 چاپ پول بدون تورم: آمریکا میتواند تریلیونها دلار پول چاپ کند (بدون اینکه کالا تولید کند) و با آن از دنیا کالا بخرد. چرا این کار باعث تورم در آمریکا نمیشود؟ چون این دلارها در آمریکا نمیمانند؛ بلکه به کشورهای دیگر صادر میشوند تا در بانکهای مرکزی جهان برای خرید نفت ذخیره شوند. آمریکا در واقع «تورم» خود را به دنیا صادر میکند.
🔻 تامین کسری بودجه با پول دیگران: وقتی کشورهای صادرکننده نفت (مثل عربستان) دلار میگیرند، نمیتوانند همه آن را خرج کنند. آنها این دلارهای مازاد را دوباره به آمریکا برمیگردانند و «اوراق قرضه وزارت خزانهداری آمریکا» (بدهی آمریکا) را میخرند. یعنی پول نفت دوباره به جیب دولت آمریکا برمیگردد تا خرج ارتش و اقتصادش کند.
3⃣ حمله به هژمونی آمریکا اگر نفت با یوآن معامله شود چه میشود؟ اگر ایران (و به تبع آن سایر کشورهای محور مقاومت یا بریکس) نفت را با یوآن بفروشند، این چرخه شکسته و به پترودلار پایان میدهد. تبعات آن میتواند شامل موارد زیر باشد:
🔻 الف) سقوط تقاضا برای دلار اگر چین بتواند نفت ایران و روسیه و عربستان را با یوآن بخرد، دیگر نیازی ندارد تریلیونها دلار در ذخایر ارزی خود نگه دارد. چین و دیگر کشورها شروع به فروش دلارهای خود میکنند.
🔻 ب) بازگشت دلارهای سرگردان به خانه وقتی کشورها دیگر به دلار برای خرید نفت نیاز نداشته باشند، دلارهای ذخیره شده در بانکهای مرکزی جهان بیارزش میشوند و به سمت اقتصاد آمریکا سرازیر میشوند. نتیجه اینکه حجم عظیم نقدینگی وارد خاک آمریکا میشود*. این یعنی یک**تورم وحشتناک و غیرقابل کنترل* در داخل آمریکا که میتواند اقتصاد این کشور را فلج کند.
🔻 ج) ناتوانی در تامین بودجه نظامی ارتش آمریکا پرهزینهترین ارتش جهان است (بیش از ۸۰۰ میلیارد دلار در سال). این هزینه عمدتاً از طریق فروش اوراق بدهی (قرض گرفتن از دنیا) تامین میشود. اگر هژمونی دلار بشکند، دیگر کشورها اوراق قرضه آمریکا را نمیخرند. آمریکا برای جذب سرمایه مجبور میشود نرخ بهره را به شدت بالا ببرد که این کار رکود اقتصادی شدید ایجاد میکند. عملاً ماشین جنگی آمریکا بیپول میشود.
🔻 د) از بین رفتن قدرت تحریم تمام قدرت تحریمی آمریکا روی این اصل استوار است. انتقال تسویه حسابها به سیستمهای جایگزین مانند CIPS (سیستم پرداخت بینبانکی چین) و استفاده از ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC)، تراکنشها را از رصدخانههای مالی آمریکا (مانند OFAC) و سیستمهای تسویه دلاری خارج میکند. این امر کارایی «تسلیحاتی کردن دلار» برای اعمال تحریمهای مالی را به صفر میرساند.
🔴 اگر ایران بتواند چنین سیاستی را بهخصوص در تنگه هرمز اعمال کند یا تجارت خود را کاملاً به این سمت ببرد، از چند جهت حیاتی برای آمریکا ضربهزننده و برای محور شرق (ایران، چین و روسیه) سودمند خواهد بود.
💡تأملات (دکتر مهدی موحدی بکنظر)
*ایران چگونه باید در مقابل ایفای نقش مرد دیوانه ترامپ بازی کند؟*
اگر فرض کنیم ترامپ در حال اجرای بازی بزدلها با ایران است، «نظریه بازیها»، چند راهبرد کلیدی برای طرف ایران را پیشنهاد میدهد. این راهبردها در واقع به دنبال خنثی کردن تأثیر تاکتیکهای ترامپ و مجبور کردن او به تغییر مسیر هستند:
۱. حذف فرمان این یکی از قویترین و در عین حال پرریسکترین استراتژیها در بازی بزدلها است.
تصور کنید دو ماشین شاخ به شاخ به هم نزدیک میشوند. راننده اول ناگهان فرمان ماشین خود را از جا درآورده و از پنجره بیرون میاندازد. با این کار، او به راننده دوم سیگنال میدهد که: من دیگر قادر به تغییر مسیر نیستم، حتی اگر بخواهم. تنها راه جلوگیری از تصادف مرگبار این است که تو تغییر مسیر دهی. این کار، انتخاب را از راننده اول سلب میکند و تمام مسئولیت و فشار را بر دوش راننده دوم میاندازد.
ایران باید به شکلی قانعکننده نشان دهد که به دلایل ریشهای و غیرقابل تغییر، امکان عقبنشینی ندارد. اگر ترامپ واقعاً متقاعد شود که عقبنشینی برای ایران مساوی با خودکشی سیاسی یا نابودی است و ایران نمیتواند ترمز کند، آنگاه او برای جلوگیری از تصادف (که برای او نیز هزینهبر است)، مجبور میشود خودش کوتاه بیاید و مسیر خود را تغییر دهد.
البته این استراتژی بسیار پرخطر است. اگر ترامپ این سیگنال را بلوف بداند یا خودش نیز تا انتها مصمم باشد، خطر تصادف واقعی (درگیری نظامی) به شدت افزایش مییابد.
۲. باورپذیری تهدید و افزایش هزینه عدم عقبنشینی برای طرف مقابل این استراتژی بر این اصل استوار است که ترامپ تنها زمانی ترمز میکند که باور کند «تصادف» (یعنی درگیری نظامی یا عواقب وخیم) حتمی است و برای او نیز هزینههای غیرقابل قبولی دارد.
راننده دوم باید به راننده اول نشان دهد که نه تنها ترمز نخواهد کرد، بلکه اگر راننده اول نیز ترمز نکند، هزینه این تصادف برای راننده اول نیز بسیار بالا خواهد بود.
نشان دادن توانایی هدف قرار دادن منافع آمریکا و متحدانش در منطقه (پایگاهها، نفتکشها، زیرساختها) و یا پیشرفت در برنامه هستهای و در آستانه اتمی شدن، هزینه هرگونه اقدام نظامی آمریکا را به شدت بالا میبرد.
ترامپ یک تاجر است و به برآورد هزینه-فایده اهمیت میدهد. اگر او متقاعد شود که هزینه ادامه فشار و خطر درگیری نظامی برای او (در انتخابات، اقتصاد، وجهه بینالمللی) بیش از منافع احتمالی است، آنگاه احتمال عقبنشینی او افزایش مییابد.
این استراتژی نیز میتواند به تشدید تنش منجر شود. اگر طرف مقابل نیز به جای عقبنشینی، بر تواناییهای خود بیفزاید، خطر درگیری افزایش مییابد.
۳. ارائه راه حل آبرومندانه این استراتژی، در کنار دو مورد بالا، بسیار مهم است. حتی اگر ترامپ متقاعد شود که باید عقبنشینی کند، به عنوان یک شخصیت خودشیفته و اهل نمایش، به یک راه خروج آبرومندانه*(Face-Saving Exit) نیاز دارد تا بتواند عقبنشینی خود را به عنوان یک پیروزی یا یک**توافق بزرگ* برای افکار عمومی خود توجیه کند.
راننده دوم در حالی که به سمت راننده اول میرود، ناگهان یک مسیر فرعی یا یک خروجی از جاده را به او نشان میدهد و میگوید: تو میتوانی از اینجا خارج شوی و این را به عنوان یک پیروزی برای خودت اعلام کنی، به جای اینکه با هم تصادف کنیم.
ایران میتواند در اوج تنشها، پیشنهاد مذاکره بر سر مسائل کماهمیتتر یا مسائل جانبی را بدهد که ترامپ بتواند آن را به عنوان یک «پیروزی» و «وادار کردن ایران به مذاکره» جلوه دهد، در حالی که در واقعیت، امتیازات اصلی ایران حفظ شده است.
هدف، فراهم آوردن فرصتی برای ترامپ است تا بدون از دست دادن وجهه، از موضع سرسختانه خود عقبنشینی کند و از یک درگیری پرهزینه جلوگیری شود. اما این روش ممکن است به عنوان ضعف تفسیر شود یا منجر به امتیازدهیهای ناخواسته شود. باید با دقت و هوشمندی بالا مدیریت شود.
مقابله با یک بازیکن مرد دیوانه مانند ترامپ، نیازمند ترکیبی از قاطعیت و نشان دادن عدم قابلیت عقبنشینی (حذف فرمان)، افزایش هزینههای عدم عقبنشینی برای او (باورپذیری تهدید) و در نهایت فراهم آوردن یک راه خروج آبرومندانه برای اوست.
💡تأملات (دکتر مهدی موحدی بکنظر)
*ترامپ عاشق ایفای نقش «مرد دیوانه» در «بازی بزدلها» است*
تحلیل رفتار دونالد ترامپ از منظر «نظریه بازیها» (Game Theory) و بهویژه مدل «بازی بزدلها» یا (Game of Chicken)، یکی از رایجترین تحلیلها در محافل آکادمیک و سیاسی به خصوص در مقوله جنگ با ایران است.
تئوری مرد دیوانه (Madman Theory): در «بازی بزدلها» (دو راننده که شاخبهشاخ به سمت هم میروند)، کسی برنده است که طرف مقابل را متقاعد کند که من ترمز نخواهم کردیامن دیوانهتر از آن هستم که به عواقب تصادف فکر کنم. بنابراین طرف مقابل لاجرم باید نقش بزدل را بازی کند. از این رو این بازی چند خروجی خواهد داشت:
۱. پیروزی مرد دیوانه و شکست بازیگر بزدل ۲. نتیجهای فاجعهبار برای هر دو بازیکن (مرد دیوانه) ۳. عدم جرئت بازی مرد دیوانه از سمت هر دو بازیکن (هر دو بزدل).
ترامپ آگاهانه از *تئوری مرد دیوانه**استفاده میکند. او با رفتارهای ظاهراً غیرعقلایی، غیرقابل پیشبینی، توئیتهای ناگهانی و تهدیدات باورپذیر به طرف مقابل سیگنال میدهد که:*من یک سیاستمدار کلاسیک و عقلانی نیستم، پس بهتر است شما کنار بکشید چون من آماده تصادفم.
ترامپ در کتاب خود از هنر معامله (The Art of the Deal) خود میگوید و در عمل نشان داده که دوست دارد فضا را با بالا بردن ریسک به شدت متشنج کند، طرف مقابل را به وحشت بیندازد و سپس در لحظه آخر، وقتی طرف مقابل «جا زد» امتیاز بگیرد.
اما رفتار ترامپ نشان داده وی دارای ریسکگریزی پنهان است یعنی با اینکه ترامپ ژست مرد دیوانه را میگیرد، تحلیلگران معتقدند او (به دلیل هزینههای اقتصادی و ریزش محبوبیت) عمیقاً از «جنگ واقعی» و طولانیمدت بیزار است. او یک تاجر است، نه یک ایدئولوگ جنگطلب. بنابراین، او تا «لبه پرتگاه» میرود، اما اگر مطمئن شود که طرف مقابل هم ترمز نمیکند، احتمال اینکه خود ترامپ برای جلوگیری از فاجعه (تصادف) کنار بکشد، وجود دارد.
چند نمونه از بازی نقش مرد دیوانه توسط ترامپ در مواجهه با ایران و کسب پیروزی از این بازی
۱. خروج از برجام و عدم اتخاذ استراتژی مرد دیوانه توسط ایران ۲. ترور حاج قاسم سلیمانی و تهدید جنگ در صورت پاسخ جدی ایران و عدم اتخاذ استراتژی مرد دیوانه توسط ایران ۳. حمله به تاسیسات هستهای ایران در روز جنگ ۱۲ روزه و عدم اتخاذ استراتژی مرد دیوانه توسط ایران
ترامپ در این بین فقط در شروع جنگ رمضان و حمله به زیرساختها با اتخاذ این استراتژی از سمت ایران مواجه شد.
💡تأملات (دکتر مهدی موحدی بکنظر)
به پایان روایتها رسیدید.