در حال باز کردن صفحه
ایران چگونه باید در مقابل ایفای نقش مرد دیوانه ترامپ بازی کند؟
اگر فرض کنیم ترامپ در حال اجرای بازی بزدلها با ایران است، «نظریه بازیها»، چند راهبرد کلیدی برای طرف ایران را پیشنهاد میدهد. این راهبردها در واقع به دنبال خنثی کردن تأثیر تاکتیکهای ترامپ و مجبور کردن او به تغییر مسیر هستند:
۱. حذف فرمان این یکی از قویترین و در عین حال پرریسکترین استراتژیها در بازی بزدلها است.
تصور کنید دو ماشین شاخ به شاخ به هم نزدیک میشوند. راننده اول ناگهان فرمان ماشین خود را از جا درآورده و از پنجره بیرون میاندازد. با این کار، او به راننده دوم سیگنال میدهد که: من دیگر قادر به تغییر مسیر نیستم، حتی اگر بخواهم. تنها راه جلوگیری از تصادف مرگبار این است که تو تغییر مسیر دهی. این کار، انتخاب را از راننده اول سلب میکند و تمام مسئولیت و فشار را بر دوش راننده دوم میاندازد.
ایران باید به شکلی قانعکننده نشان دهد که به دلایل ریشهای و غیرقابل تغییر، امکان عقبنشینی ندارد. اگر ترامپ واقعاً متقاعد شود که عقبنشینی برای ایران مساوی با خودکشی سیاسی یا نابودی است و ایران نمیتواند ترمز کند، آنگاه او برای جلوگیری از تصادف (که برای او نیز هزینهبر است)، مجبور میشود خودش کوتاه بیاید و مسیر خود را تغییر دهد.
البته این استراتژی بسیار پرخطر است. اگر ترامپ این سیگنال را بلوف بداند یا خودش نیز تا انتها مصمم باشد، خطر تصادف واقعی (درگیری نظامی) به شدت افزایش مییابد.
۲. باورپذیری تهدید و افزایش هزینه عدم عقبنشینی برای طرف مقابل این استراتژی بر این اصل استوار است که ترامپ تنها زمانی ترمز میکند که باور کند «تصادف» (یعنی درگیری نظامی یا عواقب وخیم) حتمی است و برای او نیز هزینههای غیرقابل قبولی دارد.
راننده دوم باید به راننده اول نشان دهد که نه تنها ترمز نخواهد کرد، بلکه اگر راننده اول نیز ترمز نکند، هزینه این تصادف برای راننده اول نیز بسیار بالا خواهد بود.
نشان دادن توانایی هدف قرار دادن منافع آمریکا و متحدانش در منطقه (پایگاهها، نفتکشها، زیرساختها) و یا پیشرفت در برنامه هستهای و در آستانه اتمی شدن، هزینه هرگونه اقدام نظامی آمریکا را به شدت بالا میبرد.
ترامپ یک تاجر است و به برآورد هزینه-فایده اهمیت میدهد. اگر او متقاعد شود که هزینه ادامه فشار و خطر درگیری نظامی برای او (در انتخابات، اقتصاد، وجهه بینالمللی) بیش از منافع احتمالی است، آنگاه احتمال عقبنشینی او افزایش مییابد.
این استراتژی نیز میتواند به تشدید تنش منجر شود. اگر طرف مقابل نیز به جای عقبنشینی، بر تواناییهای خود بیفزاید، خطر درگیری افزایش مییابد.
۳. ارائه راه حل آبرومندانه این استراتژی، در کنار دو مورد بالا، بسیار مهم است. حتی اگر ترامپ متقاعد شود که باید عقبنشینی کند، به عنوان یک شخصیت خودشیفته و اهل نمایش، به یک راه خروج آبرومندانه*(Face-Saving Exit) نیاز دارد تا بتواند عقبنشینی خود را به عنوان یک پیروزی یا یک**توافق بزرگ* برای افکار عمومی خود توجیه کند.
راننده دوم در حالی که به سمت راننده اول میرود، ناگهان یک مسیر فرعی یا یک خروجی از جاده را به او نشان میدهد و میگوید: تو میتوانی از اینجا خارج شوی و این را به عنوان یک پیروزی برای خودت اعلام کنی، به جای اینکه با هم تصادف کنیم.
ایران میتواند در اوج تنشها، پیشنهاد مذاکره بر سر مسائل کماهمیتتر یا مسائل جانبی را بدهد که ترامپ بتواند آن را به عنوان یک «پیروزی» و «وادار کردن ایران به مذاکره» جلوه دهد، در حالی که در واقعیت، امتیازات اصلی ایران حفظ شده است.
هدف، فراهم آوردن فرصتی برای ترامپ است تا بدون از دست دادن وجهه، از موضع سرسختانه خود عقبنشینی کند و از یک درگیری پرهزینه جلوگیری شود. اما این روش ممکن است به عنوان ضعف تفسیر شود یا منجر به امتیازدهیهای ناخواسته شود. باید با دقت و هوشمندی بالا مدیریت شود.
مقابله با یک بازیکن مرد دیوانه مانند ترامپ، نیازمند ترکیبی از قاطعیت و نشان دادن عدم قابلیت عقبنشینی (حذف فرمان)، افزایش هزینههای عدم عقبنشینی برای او (باورپذیری تهدید) و در نهایت فراهم آوردن یک راه خروج آبرومندانه برای اوست.
💡تأملات (دکتر مهدی موحدی بکنظر)
هنوز نظری ثبت نشده است.