در حال باز کردن صفحه
چرا ایران پیروز جنگ رمضان است؟
(قسمت اول)
🔹 سناریوهای مختلفی برای پایان جنگ وجود دارد. مشکل اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی چگونگی توقف جنگ نیستاما به نظر میرسدمشکل اصلی آنها، الگویی است که ایران بعد از پایان جنگ رقم خواهد زد.جنگ رمضان با فرض مقاومت ایران برای جلوگیری از تحقق اهداف خاص دشمنان در سرنگونی جمهوری اسلامی، نقطه عطفی خواهد بود که نه تنها نویدبخش نظم و تعادلی جدید از آرایش قدرتهای سیاسی بینالملل با نقشآفرینی پررنگ جمهوری اسلامی ایران است بلکهنویدبخش شکلگیری الگویی نوپدید - اما مورد انتظار - از توسعه سیاسی-اقتصادی آتی جمهوری اسلامی ایران در غرب آسیا است. حال باید به این بپردازیم که به چه دلیل ایران پیروز این جنگ خواهد بود؟
1⃣ تضمین بقای جمهوری اسلامی در قبال جنگ ایران سالهای سال در سایه تهدید، تحریم و جنگ روزگار گذرانده اما شکست نظامی آمریکا در سرنگونی نظام جمهوری اسلامی، بقای بلندمدت جمهوری اسلامی ایران در ساحت نظامی و امنیتی را تضمین میکند. تاریخ سیاسی و نظامی آمریکا، این شکست را همچون شکست جنگ ویتنام، افعانستان و عراق در دفترچه تجارب نظامی خود برای آیندگان ثبت نموده، اتخاذ راهبرد ورود نظامی در آیندهای نزدیک با ایران را از خود سلب کرده و لاجرم قدرت نظامی ایران را به رسمیت خواهد شناخت. بنابراین حذف یا کمرنگ شدن راهبرد حذف جمهوری اسلامی با گزینه جنگ به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای جنگ رمضان ثبت خواهد شد. البته این مسأله نافی مواجهه نرم با جمهوری اسلامی در آینده نخواهد بود.
2⃣ تضعیف نقش آمریکا در موازنههای سیاسی ثبت یکی دیگر از نمونه شکستهای نظامی آمریکا در اوج ملیگرایی حاکم بر سیاستهای کاخ سفید با صحّه گذاشتن بر قدرت نظامی و سیاسی ایران، ضمن افزایش وزن ایران قدرتمند در معادلات سیاسی، افزایش احتمال تنشهای تجاری، سیاسی و نظامی کشورهایی چون چین و روسیه و حتی اروپا با آمریکا را منجر خواهد شد. این مسأله به خودی خود باعث افزایش مشکلات سیاسی، اقتصادی و نظامی آمریکا در کل جهان به خصوص در غرب آسیا خواهد شد.
3⃣ آشکار شدن سیاستهای دوگانه آمریکا در منطقه پایگاههای نظامی آمریکا در غرب آسیا عموماً در قالب موافقتنامههای دوجانبه امنیتی و دفاعی با کشورهای میزبان ایجاد شدهاند. در سیاست اعلامی آمریکا، این پایگاهها عمدتاً برای تأمین امنیت و ثبات منطقهای، مبارزه با تروریسم، حفظ جریان آزاد انرژی، حمایت از متحدان و مهار تهدیدات منطقهای مثل ایران، القاعده یا داعش ایجاد شدهاند. اما سیاستهای اعمالی آمریکا، اهداف دیگری از جمله تثبیت سلطه راهبردی بر قلب انرژی دنیا، امکان نظارت و جمعآوری اطلاعات، توانایی واکنش سریع و حفظ اهرم فشار علیه رقبایی چون ایران، روسیه و چین، حمایت نظامی از اسرائیل و نیز امکان بهرهکشی مالی و اقتصادی از کشورهای منطقه در ازای ایجاد ثبات را دنبال میکند. شروع یکجانبه و بدون اطلاع جنگ رمضان توسط آمریکا ظاهراً برای حفظ بقای بلندمدت رژیم صهیونیستی موجب شد که کارکرد این پایگاهها در تحقق سیاستهای اعلامی آمریکا دقیقاً تبدیل به تهدید شده و به ضد خود بدل شود یعنی امنیت و ثبات منطقه و نیز جریان آزاد انرژی را به خطر اندازد و اساساً کشورهای منطقه را به یکی از اهداف این جنگ تبدیل کند.
4⃣ تغییر معماری امنیتی منطقه در سایه بیاعتمادی به آمریکا کشورهای میزبان پایگاههای نظامی آمریکا بعد از جنگ رمضان با معادله ریسک-سود پیچیدهتری مواجه خواهند شد. از یک سو اعتماد به آمریکا برای حفظ ثبات منطقه خدشه برداشته و از سوی دیگر به دلیل وابستگی بلندمدت به ثبات ناشی از حضور آمریکا در منطقه، راه جایگزین کوتاهمدتی برای حفظ این ثبات این کشورها وجود نخواهد داشت. میزبانی کشورهای منطقه از پایگاههای آمریکایی قاعدتاً ناامنی و بیثباتی اقتصادی را برای این کشورها به دنبال خواهد داشت. از این رو جنگ رمضان میتواند دوره پایگاههای بزرگ ثابت و آشکار آمریکا در غرب آسیا را به پایان برساند و از سوی دیگر میزبانی کشورهای منطقه از این پایگاهها را به شرط عدم درگیری یا هزینههای بسیار بالاتر با محدودیتهای بیشتری مواجه کند.
(ادامه دارد)
💡تأملات (دکتر مهدی موحدی بکنظر)
هنوز نظری ثبت نشده است.