در حال باز کردن صفحه


@hojjat_eslam_tajarishi
معاون فرهنگی، اجتماعی و امور محتوایی مرکز ملی فضای مجازی
انجام شد
*اربعین؛ ایمانِ بعد از ایمان * چهل روز از عاشورا میگذرد؛ اما چرا هنوز باید دوباره به سوی حسین(ع) رفت؟ مگر عاشورا مصداق بارز بیعت نبود؟ مگر اشکها ریخته نشد؟ مگر جانها نلرزید؟ چرا از میان همه زیارتها، همین زیارت اربعین در کلام امام حسن عسگری(ع) نشانه مؤمن شمرده شده است؟ چرا زیارت عاشورا یا نیمه شعبان یا شب قدر یا عرفه یا شب جمعه یا ... نه؟ آیا فقط چون جابر به زیارت آمد، یا شاید کاروان زینب کبری(س) به کربلا رسید؟ این اختلاف تاریخی اصل ماجرا نیست؛ حقیقت اربعین چیز دیگری است.
❗عاشورا آغاز راه است، نه پایان آن. گریستن بر حسین(ع) فضیلت است، اما ارزشِ حقیقی، ماندن در راه حسین است. قوم موسی که همراه او از دل دریا عبور کردند، پس از غیبت موسی، تنها سی شب ایستادگی کردند و حتی توان چهل شب پایداری را هم نداشتند و دلبستگی به دنیا و اربابان غیر الهیشان آنان را از راه موسی جدا کرد. «وَ وَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً... وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَىٰ مِن بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ ... اتَّخَذُوهُ وَكَانُوا ظَالِمِينَ» (اعراف ۱۴۲ و ۱۴۸)
🟢 مؤمن، فقط در عاشورا عزادار نیست؛ بلکه پس از عاشورا هم حسینی میماند. اربعین، تجدید عهد با امام است؛ یعنی: ای حسین! اگر شب عاشورا گفتیم تنهایت نمیگذاریم، چهل روز بعد نیز همان پیمان را تکرار میکنیم و فاصله از عاشورا، آتش محبت را خاموش نمیکند. نشانه ایمان، دوام ایمان است؛ نه شورِ لحظهها. چه بسیار کسانی که در موج ایمان همراه شدند، اما در سختیها ماندگار نماندند و میان ایمان و کفر سرگردان شدند. اربعین، تفسیر این فرمان الهی است: «يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ ءَامِنُواْ» (نساء ۱۳۶) خدا به آنان که ایمان آوردهاند، فرمان میدهد دوباره ایمان بیاورند و ایمانشان را تکرار کنند، وگرنه سرانجامشان همان است که فرمود: «إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ءَامَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ٱزدَادُواْ كُفرا لَّم يَكُنِ ٱللَّهُ لِيَغفِرَ لَهُم وَلَا لِيَهدِيَهُم سَبِيلَا . بَشِّرِ ٱلمُنَٰفِقِينَ بِأَنَّ لَهُم عَذَابًا أَلِيمًا» (نساء ۱۳۷ و ۱۳۸)
🟩 اربعین، ایمانِ بعد از ایمان و پیمانِ بعد از پیمان است. از همین رو در زیارت اربعین میگوییم: «فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لَامَعَ عَدُّوِکُمْ» هر «معکم»، تجدید یک عهد است؛ عهد بر اینکه با شما هستیم و با دشمن شما نیستیم و از تکرارش هم خسته نمیشویم. اربعین یعنی #تکرارِ_معکم. از همین رو، زیارت اربعین نشانه مؤمن واقعی است، هرچند همهی حوادث در عاشورا رخ داده است؛ نه چون حادثهای در اربعین رخ داده، بلکه چون ارزش انسان به استقامت او در راه حق است، نه به اشکِ یک روز و شعارِ یک لحظه و همراهیِ گاهگاهی با جبهه حق.
✊ در این اربعین، همانگونه که سعید بن عبدالله در شب عاشورا به امامش گفت: «وَاللّهِ، لا نُخَلّيكَ حَتّى يَعلَمَ اللّهُ أنا حَفِظنا غَيبَةَ رَسولِ اللّهِ(ص) فيكَ، وَاللّهِ، لَو عَلِمتُ أنّی اُقتَلُ، ثُمَّ اُحيا، ثُمَّ اُحرَقُ حَيّا، ثُمَّ اُذَرُّ، يُفعَلُ ذلِكَ بي سَبعينَ مَرَّةً ما فارَقتُكَ» «به خدا قسم تو را تنها نمیگذاریم ای پسر رسول خدا و حتی اگر کشته شویم و دوباره زنده شویم و زنده سوزانده شویم و خاکسترمان در هوا پخش شود و هفتاد بار این کار را با ما کنند، باز تو را رها نمیکنیم» ما نیز به تأسی از سید شهیدمان، به نایب امام زمانمان میگوییم: *«ما ترکناک یابنالحسین.» * و اینگونه، اربعین فقط یک زیارت نیست؛ پیمانِ ماندن است؛ پیمانی که انسان را به زندگی محمد و آل محمد زنده میکند.

🔴 قیام زندگان علیه حیاتستیزان همه نفس میکشند؛ اما همه زنده نیستند. بعضی سالهاست راه میروند و سخن میگویند؛ اما حقیقتاً مردهاند. خدا «حیّ» و زنده مطلق است و هر که به او متصلتر باشد، بهره بیشتری از حیات دارد. در میان بندگان خدا، شهیدان زندهتریناند؛ همانها که خداوند خود بر حیاتشان گواهی داده است: «بل احیاء عند ربهم یرزقون» (آلعمران ۱۶۹).
🌱 چه کسانی واقعاً زندهاند؟ زندگی حقیقی، نتیجه اجابت دعوت خدا و رسول است: «يا أيُّها الّذين آمَنوا استَجيبوا لِلَّه وَلِلرَّسول إذا دَعاكُم لِما يُحييكُم» (انفال ۲۴) مردم مبعوث ایران، بیش از همه مردم دنیا این دعوت را لبیک گفتهاند و امروز زندهتر از همیشه در میدان ایستادهاند؛ و همین حیات، کینه حیاتستیزان عالم را شعلهور کرده است؛ آنان که هرگز در پی زندگی نبودهاند. آنان مردگانی متحرکاند که علائم حیاتیشان قطع شده است زیرا در برابر آیات روشن الهی هیچ واکنشی ندارند و نمیبینند که خدا چگونه بر زمین معجزه میآفریند و تاریخ را دگرگون میکند. تهاجم سردمداران کفر به ایران و قتل ولیّ الهی در کنار کودکان بیگناه، تلاشی برای خاموشکردن چراغ زندگی در این سرزمین بود؛ و از همین رو لشکر مردگان متحرک داخلی در برابر آن خاموش ماندند. اما همانها، وقتی سخن از قصاص جنایتکاران به میان میآید، فریاد اعتراض سر میدهند؛ درحالیکه خدای زنده و آگاه تصریح کرده که برای ما صرفا در قصاص است که زندگی وجود دارد «و لکم فی القصاص حیاة»؛ البته برای آنان که عقل داشته باشند: «یا اولوالألباب» (بقره ۱۷۹). پس این جماعت یا عقل و شعور ندارند و یا با زندگی مشکل دارند و دنبال مرگ مردمی هستند که با روح ایمان زندهتر شدهاند.
ما اگر بر قصاص امام شهیدمان اصرار داریم، نگران ایران و همه جهان هستیم؛ زیرا اگر در برابر طغیان حیاتستیزان دنیای مدرن ایستادگی نشود، زندگی از زمین رخت برمیبندد و جهان در فساد فرو میرود: «و لولا دفع الله النّاس بعضهم ببعض لفسدت الأرض» (بقره ۲۵۱). ما در خونخواهیمان از هیبت ظاهری مرگپرستان نمیهراسیم. آنگاه که سپاه کفر نزدیک میشود و مردم هراسان میگویند: «إنّا لمدرکون»، همچون موسی و رهبرمان یقین داریم: «کلّا إنّ معی ربّی سیهدین» (شعرا ۶۱ و ۶۲). و پس از قیام و حرکت مؤمنان است که یاری خدا فرا میرسد و او انتقامش را از مجرمان میگیرد: «فانتَقَمنا مِن الَّذين أجرَموا وكانَ حَقًّا عَلَينا نَصرُ المُؤمِنين» (روم ۴۷). سرانجام نیز عزت و قدرت از آنِ مستضعفانی خواهد شد که در راه خدا صبر و مقاومت کردهاند: «فَانتَقَمنا مِنهُم فَأغرَقنَاهُم في اليَمّ... وأورَثنا القَومَ الّذينَ كانوا يُستَضعَفونَ مَشَارِقَ الأرضِ ومَغارِبَها الّتي بارَكنا فيها وَتَمَّت كَلِمَتُ رَبِّك الحُسنىٰ علىٰ بَني إِسرائيل بِما صَبَروا» (اعراف ۱۳۶ و ۱۳۷) (پس از آنان انتقام گرفتیم و در دریا غرقشان کردیم؛ و سرزمینهای پربرکت شرقی و غربی را به مردمی سپردیم که همواره ناتوان شمرده میشدند؛ و وعده نیکوی پروردگار، به پاداش صبرشان تحقق یافت.) فقط باید همچون سیلی خروشان، در همان مسیری جاری شویم که خدا خواسته است؛ آنگاه خدا معجزهاش را دوباره آشکار خواهد کرد، همانگونه که اکنون هم در نبرد با ابرقدرتهای دنیا آن را نشان داده.
*🚩 میرود تا کربلا امواج پرچمهای سرخ * مزار سیدالشهدا، میعاد عاشقانی است که باور دارند هر روز عاشوراست و هر سرزمین کربلا؛ عاشقانی که میدانند با یزید زمان هرگز نباید بیعت کرد. سیل مردمان مضطر در مسیر زیارت اربابشان، رود خروشان حیات است. امام شهید ما امسال و پس از سالها دوری، همراه زائران پیاده اربابش قدم برمیدارد. امسال او نیازی به نائبالزیاره ندارد؛ هرچند نائبالزیارهشدن برای او، هدیهای است که پیوند ما را با آن روح زنده آسمانی استوارتر میکند. او امروز به ما، جاماندگان از قافله شهیدان، رو کرده و بشارت میدهد: «یستبشرون بالّذین لم یلحقوا بهم ألّا خوف علیهم» (آلعمران ۱۷۰). نترسید؛ پرچمهای سرخ عدالتخواهی و خونخواهی را بر زمین نگذارید. نگذارید فریاد یک ملت به فراموشی سپرده شود. این راه باید ادامه یابد تا خداوند به دست مردم مبعوث، وعده خود را محقق کند و فرعونیان زمان را به سرنوشت پیشینیانشان گرفتار سازد. و ما چشمبهراه ظهور امامی هستیم که فرمود: «أنا بَقِيّةُ اللّه في أرضِه والمُنتقِمُ مِن أعدائِه» و میخواهیم به او نشان دهیم که انتقام از دشمنان خدا را فراموش نمیکنیم. پرچم سرخی که در تشییع امام شهیدمان برافراشته شد، شور و هیجانی گذرا نبود؛ ما آنقدر آن را برافراشته نگاه میداریم تا ثابت کنیم شایسته یاری باقیمانده خدا بر روی زمین هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
عروس بیحجاب و داماد مست از شراب، بر سر سفره عقدی با آیات قرآن ناب
قرآن که به رسم ایرانی بر سر سفره عقد گذاشته میشود، نمادی است از اینکه زوجین میخواهند زندگیشان را مطابق دستورات و رهنمودهای قرآن شروع کنند. حال اگر عروس و داماد از همان ابتدای زندگیشان و بر سر همان سفره عقد، دستورات قرآن را نادیده گرفتند، طنزی تلخ شکل میگیرد که البته اثرش را در همان زندگی دو نفره نشان میدهد و نه در سطح یک کشور و یک امت...
🌙 حالا الحمدلله مسوولان مذاکره کننده ما «اصول» قرآنی برایشان مهم است و پیامهایشان را با آیات قرآن شروع میکنند و صدالبته که فقط حفظ ظاهر نمیکنند و بلکه مقید هستند که انتخابهایشان هم کاملاً منطبق بر اصول و راهبردهای قرآنی باشد.
❗آقایان عزیز که حسن نظر دارید و واقعاً دلسوزانه تلاش میکنید، آیا میدانید «فانبذ» دقیقاً یعنی چه؟! همین یک آیه را میشود لطفاً عمل کنید و ما را بیش از این از راهبرد اصولی قرآنی دور نکنید؟ «فانبذ» یعنی «پرتاب کن!»؛ دقت کنید، نگفته که تهدید کنید یا توییت بزنید یا تذکر دهید یا دوباره مذاکره کنید و بر اجرای تفاهم قبلیتان تأکید کنید یا ...؛ گفته که تفاهمنامهتان را به سمت آنها پرتاب کنید و به صورتشان بزنید! رفته اید با قومی که بارها عهدشکنی کرده، پیمان تفاهم بستهاید؛ قومی که خدا در چند آیه قبل از آن گفته است که به خاطر کفرشان و این رفتارشان، بدترین جنبندگان روی زمین هستند:«إنّ شرّ الدّوابّ عند الله الّذين كفروا فهُم لا يُؤمنون - الّذين عاهَدتَ مِنهُم ثُمّ يَنقُضون عَهدَهُم في كُلّ مَرّة وهُم لا يَتّقون»(55و56 انفال) «یقیناً بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی هستند که کافرند و ایمان نمی آورند؛ همان کسانی که با آنان پیمان بستی، ولی هر بار پیمانشان را می شکنند و از خدا پروا نمی کنند.»
🔺ولی بعدش خدا شفاف میگوید - و شما هم به آن استناد میکنید - که :«وإمَّا تَخافَنَّ مِن قَومٍ خيانة»(58 انفال) اگر «ترسیدی» که قومی خیانت کند «فَانبِذ إلَيهِم على سَواء»(58 انفال) تو هم همانطور که او خیانت میکند، تفاهم را به سمت آنها پرتاب کن! دقت کنید که آیه نمیگوید «اگر خیانت کردند»، بلکه میگوید «اگر ترسیدی که خیانت کنند» این کار را بکن. بگذریم که کار ما با شیطان بزرگ زمانمان به تصریح ریاست محترم هیأت مذاکرهکننده از «ترس از خیانت» گذشته و در کمتر از یک ماه، چندین نقض عهد را انجام داده است. آن نفر دیگر تیم مذاکره میگوید «ما هرگز سخنان رکیک را مشابه با آنها پاسخ نمیدهیم؛ پاسخ ما، عمل ما است.» و آن عزیز مجاهد رییس تیم مذاکره هم میگوید :«آمریکا هنوز یاد نگرفته است که زورگویی و بدعهدی دیگر بیهزینه نیست. شفاف بگویم: بزنید، میخورید.»
🔥خب بسم الله. این گوی و این میدان؛ در عمل پاسخشان را بدهید دیگر! پاسخ عملی و هزینهای که آمریکا باید بدهد، این نیست که باز چند پایگاه در بحرین و کویت را بزنید؛ قرآن پاسخ دقیق عملی و هزینهای که باید بدهند را مشخص کرده است: پرت کردن تفاهم نامه. منظورتان چیست که این آیه را میاورید ولی به آن عمل نمیکنید؟ میخواهید ترامپ را تهدید کنید که اگر به نقض عهدش ادامه دهد، ممکن است به راهبرد قرآنی برگردید و به آیات آن عمل کنید؟! خب همین الان این کار را بکنید!
🟩 از خدعه و نقشه های آمریکا بعد از آن میترسید؟ خدا میدانسته و پاسخ این نگرانیتان را هم در ادامه همین آیات داده است: « وإن يُريدُوا أَن يَخدَعوك فَإنّ حَسبَك الله ۚ هو الّذي أَيّدَكَ بِنَصرِه وبالمُؤمنين - وأَلّفَ بَينَ قُلوبِهم لَو أَنفَقتَ ما في الأَرض جميعًا ما أَلّفتَ بَينَ قُلوبِهِم ولكنّ الله أَلّفَ بَينَهُم إنّه عزيزٌ حكيمٌ - يا أَيّها النّبيُّ حَسبُك الله ومَن اتّبَعَك مِن المؤمنين»(62تا64 انفال) «و اگر بخواهند [در زمینه صلح و آشتی] تو را بفریبند، یقیناً خدا تو را بس است؛ اوست کسی که تو را با یاری خود و به وسیله مؤمنان نیرومند ساخت. و میان دل هایشان الفت و پیوند برقرار کرد که اگر همه آنچه را در روی زمین است، هزینه می کردی نمی توانستی میان دل هایشان الفت اندازی، ولی خدا میان آنان ایجاد الفت کرد؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است. ای پیامبر! خدا و مؤمنانی که از تو پیروی میکنند برای تو بس است.» برای مقابله با آمریکا و نقشههای او، نصرت خدا و یاری مردم با ایمان کافی است، همین مردمی که خداوند دلهایشان را در ایران و عراق و لبنان و یمن و ... یک دل کرده و این چنین پشت امام شهیدشان درآمدهاند. مهم این است که به توان مردم مومن و یاری خدا باور داشته باشیم و نترسیم که به فرموده امام شهیدمان: «اگر جمهوری اسلامی دچار شاه سلطان حسینها بشود، دچار مسئولانی بشود که مقابل دشمن دچار رعب و خوف هستند و جرأت و جسارت ندارند، در خود و در مردم خودشان احساس توانائی و قدرت نمیکنند، کار جمهوری اسلامی تمام خواهد بود.»
ادامه از پیام قبل
۵. ما یقین داریم که امروز هیچ تصمیم بزرگ و راهبردیای در کشور، بدون اجازه و اذن امام جامعه گرفته نخواهد شد؛ هم به این دلیل که به مسئولان اصلی کنونی کشور اعتماد داریم و میدانیم بهخاطر ایمانشان نمیخواهند با امام جامعه مخالفت کنند و عذاب آخرت را برای خود بخرند، و هم به اقتدار و جایگاه امام جامعه اطمینان داریم که هیچکس، حتی اگر بخواهد، جرأت چنین کاری را ندارد و حتماً زیر پای قدرت مردمِ مبعوثشده ایران لِه خواهد شد. همانگونه که به اقتدار پیامبر در روز فتح مکه، قدرت ایشان در ماجرای تبوک، اقتدار امیرالمؤمنین در آغاز خلافتشان و قدرت رهبر شهیدمان در طول دوران رهبری باور داریم. اما در کنار این، به عدم دیکتاتوری و استبداد رأیِ امام جامعه در الگوی امت و امامت، و نیز به اهمیت همراهی مردم، بزرگان و مسئولان در این الگو برای پیشبرد امور راهبردی نیز معتقدیم. مردم که الحمدلله، به فرموده امام شهیدمان مبعوث شدند و به تعبیر امام حاضرمان، آیت و نشانه الهی گشتند و محکم در میدان ایستادهاند. اما همین مردم، نسبت به پیگیری مجدّانه برخی مسئولان برای تحقق «تمام شروط تصریحشده رهبری و مذکور در بیانیه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی» نگرانی دارند و نمیتوان این نگرانی را انکار یا تقبیح کرد.
پس لازم نیست به مردم گفته شود که «همهچیز با اجازه و اذن رهبری پیش خواهد رفت»؛ چراکه ما این را یقین داریم و از این جهت به مسئولانمان اعتماد داریم. بلکه باید با صدای بلند به مردم گفته شود که مثلاً به هیچوجه از «غرامت تکتک صدمات واردشده، خونبهای شهیدان و دیه جانبازان این جنگ» نخواهید گذشت؛ یا اینکه «مدیریت تنگه هرمز را وارد مرحلهای جدید خواهیم کرد و قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید در تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همه ملتهای منطقه رقم خواهد زد و مواهب اقتصادی آن، دل ملت را شاد خواهد کرد»؛ یا اینکه تا زمانی که شروط «تعهد به عدم تجاوز، استمرار کنترل ایران بر تنگه هرمز، پذیرش غنیسازی، رفع همه تحریمهای اولیه و ثانویه، خاتمه تمامی قطعنامههای شورای امنیت و شورای حکام، پرداخت خسارت ایران، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه و توقف جنگ در همه جبههها، از جمله علیه مقاومت اسلامی قهرمان لبنان» محقق نشده است، برگهای برنده ایران رها نخواهد شد.
نگرانی مردم این است که آیا در نهایت، مطلوب امام شهید و امام حاضر ـ که در سخنان صریح و عمومیشان بیان شده ـ محقق خواهد شد، یا اینکه برخی تلاش میکنند رهبری را به کاهش سطح مطالبات در گرفتن حق مردم از دشمن راضی کنند و بار دیگر اجازه پیگیری همان راهبردهای تکرارشده و بینتیجه پیشین را در تعامل با دشمنی بگیرند که اکنون پدر و امام ما را نیز به شهادت رسانده است؟
حتماً هیچ توافقی بدون اذن رهبری انجام نخواهد شد، به یاری خدا؛ اما آیا این توافق احتمالی، لزوماً مطلوب رهبری نیز هست، یا صرفاً برای آن اجازه گرفته شده است؟ همانگونه که ابنابیسرح با اجازه پیامبر زنده ماند، و اجازهگیرندگانِ ماجرای تبوک با اجازه پیامبر در مدینه ماندند، و محمد بن ابیبکر با اجازه امیرالمؤمنین والی مصر شد، و اصل مذاکرات برجام نیز با اجازه رهبری پیش رفت. اما نه زندهماندن ابنابیسرح مطلوب پیامبر و مفید برای جامعه اسلامی بود، نه جهاد نکردن بخشی از جامعه اسلامی در تبوک پسندیده بود، نه ولایت محمد بن ابیبکر به تثبیت حکومت حق در مصر انجامید، و نه برجام موجب گشایش اقتصادی شد؛ بلکه به تصریح رهبری و بر اساس تجربه عینی، خسارت محض بود. در همه این موارد نیز، دستور و مطلوب اولیهای از جانب امام جامعه وجود داشت: اینکه ابنابیسرح کشته شود، مؤمنان همگی به جهاد بیایند، شخص دیگری والی مصر شود، و مذاکره با آمریکا تنها با رعایت خطوط قرمزِ تصریحشده انجام گیرد. اما در همه این نمونهها، افرادی که نظر متفاوتی داشتند ـ و لزوماً خائن و منافق هم نبودند ـ مسیر دیگری را پی گرفتند و برای آن، از رهبر زمان خود اذن و اجازه گرفتند.
مردم نگران همین مسئلهاند؛ و این نگرانی نه به معنای خائن یا منافق دانستن مسئولان و برهمزدن وحدت مقدس است، و نه به معنای ضعیف دانستن رهبر انقلاب. پس بهجای فرافکنی و متهمکردن مردم، باید این نگرانی را جدی گرفت، آن را ارج نهاد و برای رفع آن تلاش کرد.

۱. مکه فتح شده و پیامبر (ص) دستور عفو همه را داده است غیر از افرادی انگشتشمار که دستور قتلشان را داده ولو اینکه به پرده کعبه آویزان شده باشند. عبدالله بنابیسرح یکی از آنهاست. او اما در بین بزرگان مسلمین آشنا دارد؛ عثمان برادر رضاعی اوست و متوسل به او میشود. عثمان همراه ابنابیسرح در مجلس عمومی وارد بر پیامبر میشود و طلب شفاعت میکند. پیامبر سکوت میکنند. دستور قبلاً آمده بود و شأن پیامبر خدا نیست که دستورشان را دوبار تکرار کنند و این مومنین هستند که نباید بگذارند با کسب اجازههای بزرگان، آنچه مطلوب رسول خدا و رهبر جامعه است بر زمین بماند. عثمان دوباره طلب شفاعت میکند و از پیامبر اجازه میگیرد که ابنابیسرح بین مومنان بماند. پیامبر بعد از سکوتی بیثمر، اجازه میدهند. بعداً از پیامبر پرسیدند که چرا در ابتدای کار سکوت کردید و ایشان فرمودند که من دستور به قتل او داده بودم و منتظر بودم یکی از مومنان حاضر به دستور سابقم عمل کند ولی نکردند و شد آنچه شد. ابنابیسرح طبق دستور باید به درک واصل میشد و به نفع خود مسلمین هم بود؛ ولی اجازه گرفتنهای بزرگان از رهبر جامعه، مانع شد و بعدها این شخص فاسد، والی مصر هم شده و ظلمش فریاد مردم را بلند میکند.
۲. بعد از فتح مکه و تثبیت قدرت مسلمانان در شبهجزیره عربستان، ابرقدرت زمان یعنی روم به وحشت افتاده و در تدارک حمله نظامی به مسلمین است. پیامبر(ص) که باور به «الله اکبر» و ابرقدرتی خدا دارد، تصمیم به ایستادگی و جهاد در مقابل رومیان دارد. فرمان جهاد توسط رهبر جامعه صادر میشود ولی برخی مومنین سختشان است، هرچند نمیخواهند با پیامبر(ص) هم مخالفت کنند. خب راهش چیست؟ بروند و با پیامبر صحبت کنند و سعی کنند از ایشان اذن و اجازه بگیرند که در جهاد شرکت نکنند و پیامبر اجازه دهد که مدینه مثل شهرهای دیگر دنیا باشد که در مقابل زورگویان، قاعد و نِشستهاند و زندگی ذلیلانهشان را میکنند. «وَإِذَا أُنزِلَت سُورَةٌ أَن آمِنُوا بِاللَّهِ وَجَاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ استَأذَنَكَ أُولُو الطَّولِ مِنهُم وَقَالُوا ذَرنَا نَكُن مَعَ القَاعِدِينَ»(توبه، ۸۶) دستور این است که «ایمان به خدا بیاورید» و واقعاً باور کنید و در عمل هم نشان دهید که خدا و قدرت خدا را قبول دارید و از قدرتهای ظاهری نترسید، و «جهاد همراه با رسول» کنید و رهبر جامعه را در مقابله با دشمنان خدا تنها نگذارید و او را با فشارها و تحلیلهای غیرتوحیدی و ضعفهای اجراییتان وادار نکنید که اجازه به ترک جهاد دهد. ولی برخی از «اولو الطول» و بزرگان و صاحبان قدرت در جامعه اسلامی، به جای تلاش برای تحقق کامل جهاد، رو به «اجازه و اذن گرفتن» از رسول میآورند و میگویند «بگذار ما هم از قاعدین باشیم». «رَضُوا بِأَن يَكُونُوا مَعَ الخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِم فَهُم لَا يَفقَهُونَ»(۸۷) این جماعتِ بزرگان هرچند مخالفت با رسول خدا نکردند و برای خواستهشان به دنبال اذن و اجازه ایشان بودند، ولی راضی شدند به اینکه مانند مخالفتکنندگان، اهل جهاد و هزینه دادن در راه خدا نباشند و عملاً همراه آنها باشند. «لَٰكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَموَالِهِم وَأَنفُسِهِم وَأُولَٰئِكَ لَهُمُ الخَيرَاتُ وَأُولَٰئِكَ هُمُ المُفلِحُونَ»(۸۸) ولی مومنان واقعیِ همراه با امام و رهبر جامعه، وقتی دستور خدا و خواسته رسول خدا را متوجه شدند، با تمام وجود و داراییشان برای پیادهسازی آن تلاش کردند، نه اینکه تمام تلاششان را بکنند که اجازه رسول را برای طراحیهایشان بگیرند. و همین مومنان و مجاهدان در میدان و خیابان هستند که رستگار خواهند شد و به مقصودشان خواهند رسید به یاری خدا.
۳. قیس بن سعد والی امیرالمؤمنین(ع) در مصر، بر اثر توطئه معاویه به مشکل خورده است. بزرگانِ پیرامون امیرالمؤمنین اصرار دارند که ایشان قیس را برکنار کرده و محمد بن ابیبکر را جای او به ولایت مصر بگمارد. امیرالمؤمنین مخالف هستند و اعتقاد دارند که شرایط مصر پیچیده است و محمد هرچند سردار بزرگی است، ولی نمیتواند این صحنه را جمع کند و شکست خواهد خورد و باید شخص دیگری را به این سمت گماشت. اما فشار و اصرار بزرگان کار خود را میکند و بالاخره اجازه ولایت محمد بن ابیبکر بر مصر را میگیرند. مدتی بعد، خبر شهادت محمد به امام میرسد و داغ بر دل ایشان گذاشته میشود: «وَ قَد أَرَدتُ تَولِيَةَ مِصرَ هَاشِمَ بنَ عُتبَةَ وَ لَو وَلَّيتُهُ إِيَّاهَا لَما خَلَّى لَهُمُ اَلعَرصَةَ وَ لاَ أَنهَزَهُمُ الفُرصَةَ» (خ۶۸ نهج) «مىخواستم حكومت مصر را به هاشم بن عتبه بسپارم، و اگر او را فرماندار مصر کرده بودم، عرصه را برای دشمن خالی نمیکرد و به آنان فرصت نمیداد.» و نتیجه شد از دست دادن مصر طی حوادث بعدی.
۴. برجام هم که دیگر نیاز به توضیح ندارد که «وَ ما قَومُ لوطٍ مِنکُم بِبَعیدٍ».
(ادامه در پیام بعد)
*حسرت گرگها برای یک ایران معمولی*
🔴 «یک کشور معمولی حتماً اجازه میداد که کشتیهای نابودگر ما عبور کنند، ولی ایران یک کشور معمولی نیست. آنها توسط دیوانگان راهبری میشوند.» 🔥 میدانید منظورش از «کشور معمولی» چیست؟ منظور یک گرگ وحشی از موجودات معمولی چه میتواند باشد؟ معلوم است دیگر. گوسفندهایی که به طور معمولی و نایس زندگی میکنند و علف میخورند و از صحرا لذت میبرند و هروقت هم که گرگ بزرگ اراده کرد که یکی از آنها را بدَرَد، اعتراضی ندارند و مجبورند بگذارند کارش را بکند.آخر ما چرا اینگونه هستیم و نمیخواهیم مثل این کشورهای معمولی در منطقه باشیم که میگذارند روزانه مثل یک گاو شیرده دوشیده شوند و در موقع نیاز مثل یک گوسفند دریده شوند و نظم حاکم بر دنیا را هم به هم نزنند و بگذارند طاغوتها و مستکبرین و قلدرها زور بگویند و مردم مستضعف هم زور بشنوند و پیشرفت نکنند؟
✊ حالا اگر یک ملت نخواست بردگی اینها را بکند و خواست که فقط خدا را اطاعت و بندگی کند و خدا را بزرگتر از همه قدرتها دانست و «الله اکبر» را واقعاً باور کرد و معنا بخشید، چه میشود؟ قاعدتاً میشود «دیوانه»! یعنی کسی که مثل بقیه نیست و عادی نیست.
✅ این حرف امروز ترامپ، بعد از شکستی که در بازگشایی نظامی تنگه هرمز خورد، حرف جدیدی نیست. این گفتار، گفتار تمام طاغوت ها و مستکبران در طول تاریخ بشریت است به تصریح قرآن:«كَذَٰلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ» ﴿ذاریات ٥٢﴾هیچ رسولی در طول تاریخ برای مردم نیامد، مگر اینکه گفتند و فضاسازی رسانه ای کردند که او ساحر یا دیوانه است. ساحر است چون واقعیتهایی که به مردم نشان میدهد، در نظام فکریای که مستکبرین برای مردم ساخته اند، تخیلی است. و دیوانه است چون مردم معمولی در مقابل زورگویان، اینگونه به خدا تکیه نمیکنند و پرچم توحید و استقلال برنمیدارند.
❗ آنقدر این گفتار و پروپاگاندای رسانه ای توسط مستکبرین تاریخ به همین شکل تکرار شده، که خداوند با تعجب میگوید: «أَتَوَاصَوْا بِهِ» (ذاریات 53) آیا همدیگر را توصیه به این گفتار و راهبرد رسانه ای میکنند؟! همه شان در طول تاریخ در مقابل همه رسولان و مبعوث شدگان الهی همین حرف را میزنند و آنها را دیوانه میخوانند! «بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ» ﴿ذاریات ٥٣﴾ بلکه این حرف از روی طغیان این مستکبرین است؛ این حرف ترامپ هیچ تفاوتی با حرف مستکبران قوم نوح و عاد و ثمود و نمرود و فرعون ندارد، با این تفاوت که این بار تنها یک امام و رسول نیست که مبعوث شده است، بلکه یک «امّت» مبعوث شده است و اینان هستند که دارند حرکت امروز انقلاب اسلامی ایران را راهبری میکنند و با رها نکردن خیابان و رها نکردن مطالبه خواسته های به حق رهبرشان در احقاق حقوق مردم مظلوم ایران و جبهه مقاومت، جریان دیپلماسی و سیاسی را هم راهبری و هدایت میکنند طوری که هیچگونه راهی برای رضایت طاغوتهایی مثل ترامپ نگذارند.
❓ در مقابل این فضاسازی رسانهای چه باید کرد؟ در مقابل فشار طاغوت برای رام شدن این مردم پرخروش که در ادامه همین پیام میگوید «ما در آینده آنها را بسیار سختتر و خشنتر خواهیم زد، اگر آنها توافقشان را امضا نکنند، سریع.» چه باید کرد؟«فَتَوَلَّ عَنْهُمْ» (ذاریات 54) هیچ اهمیتی به این حرفها ندهید و هیچ کاری به آنها نداشته باشید! «فَمَا أَنْتَ بِمَلُومٍ» ﴿ذاریات ٥٤﴾ و هیچ کس حق ندارد شما را به خاطر بی توجهی به حرف این زورگویان سرزنش کند. آن کسی باید سرزنش شود که باور به قدرت خدا ندارد و به خاطر ترس از قدرت ظاهریِ این زورگویان، رضایت خدا و رضایت امام جامعه و رضایت مردم مومن را کنار گذاشته و به خاطر ضعف خودش، در پی اجازه گرفتن برای گشودن راه رهایی و فرار برای مستکبرین است. «وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَىٰ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ» ﴿ذاریات ٥٥﴾ و ما باید مدام لزوم حضورمان در میدان و مطالبه حقوق مسلم مردم ایران را به همدیگر تذکر دهیم و بدانیم که این حتماً به نفع ماست و به یاری خدا پیروزی از آن مومنین است.
این ملعون که این طور عصبانیتش را از حضور مردم ابراز میکند، به خوبی قدرت مردم را متوجه شده و به آن اعتراف میکند. بله، قدرت و اعتبار و جایگاه مردم در نظام جمهوری اسلامی از هر مسؤولی بالاتر است و این است مردمسالاری حقیقی و توحیدی که دموکراسیهای دروغین غربی با آن بیگانه هستند. و خدا هم با همین قدرت مومنین، رسولش را کمک میکند: «هو الّذی أیّدک بنصره و بالمؤمنین» (62 انفال) و مومنین، همرتبه با نصرت الهی، دو عامل یاریکننده و تأییدکننده رسولان الهی هستند. حرف ما با این وطنفروشان و اربابانشان هم یک چیز بیشتر نیست :«قل موتوا بغیظکم» (119 آل عمران). از دست این مردم عصبانی باشید و از این عصبانیت بمیرید. ما مردم، صحنه را خالی نمیکنیم و به یاری خدا پرشورتر از قبل در صحنه حاضر خواهیم شد و دست از مطالبه برای تحقق تمام شروط پیروزی - از جمله عقبنشینی رژیم صهیونیستی از جنگ با حزبالله - بر نخواهیم داشت و قدرت خودمان را بیش از پیش به رخ جهانیان خواهیم کشید و برای برخی سستدلان در داخل هم قوت قلب خواهیم بود که نکند به بهانه عدم همراهی مردم اتفاقی رقم بخورد که قهر خدا را در پی داشته باشد و باعث عقبگرد شود.
به پایان روایتها رسیدید.