در حال باز کردن صفحه


@saeed_sharabaf
استادیار دانشگاه، پژوهشگر حوزه مسکن و شهرسازی، شهردار سابق کرمان
انجام شد
🔷یک روز به آیتالله شبزندهدار عرض کردیم مشکل جمهوری اسلامی، ناکارآمدی مدیران است! ایشان گفتند اتفاقاً یک روز بنده همین مسأله را به رهبر شهید گفتم. آقا فرمودند: متوسط مدیران جامعه و نظام ما، از متوسط مدیران دنیا ضعیفتر نیستند بلکه قویتر هستند اما به خاطر جبهه تقابلی ما با دشمن، باید مدیر بحران (به تعبیر دقیقتر خودمان مدیر جهادی) بالای سر نظام باشد تا نظام کارآمدی خودش را اثبات کند. ولی این طیف کمتر سر کار بودند.
ایشان میگفت به آقا گفتم: آیا در نظام ما داریم از این مدیران؟ ایشان فرمودند: «بنده کسانی از مدیران را سراغ دارم که این توانایی را دارند که طی ۴ سال ۱۰ سال این مملکت را جلو میبرند!!»
گفتم حضرت آقا! چرا اینها را بهکار نمیگیرید؟! چه خوب میشد اگر یک دور از ولایتتون استفاده کنید و اینها را منصوب کنید تا کشور یک مقدار جلو بیفتد، مردم هم قطعا همراه میشوند. آقا با شنیدن این پیشنهاد گفتند:
«شما مصلحت کوتاهمدت را میبینید! این مردم باید به استعداد حفظ جان امام معصوم برسند وابستهسازی به تشخیص فرد که هنر نیست!»
این منطق ولایت است. در منطق ولایت فقیه، عقلانیت و پختگی مردم، موضوعیت دارد. و شعار مردمباوری عمیق است نه شعاری و ابزاری برای خواستههای قدرتها، آنگونه که در مدعیان دموکراسی دیده میشود.
۲۱. ساده ترین، کم هزینه ترین و احتمالا موثرترین روش برای افزایش رضایت عمومی مردم در شهر.
۲۵. هر ایرانی، هر کجا هست، یک گام واقعی، برای خدمت به این مردم، پا پیش بگذارد.
۲۹. بر سر چه چیزهایی در انتخابات شورای شهر می بایست وحدت کرد؟ وحدت شکن ها چه ویژگیهایی دارند؟
۳۰. چگونه میتوان فضای سیاست زده حاکم بر انتخابات شورای شهر را بر هم زد؟ چند راهکار عملی برای نخبگان.
۱۱. چرا مدیران شهری دوست ندارند برای برنامه ریزی، به سراغ محله های یک شهر بروند؟
۱۲. توسعه برنامه ریزی شده شرق مشهد، فرصت پنهان و فراموش شده برای حل برخی از مشکلات اساسی.
۱۳. مدیر جهادی یا شهردار بلاگر؟! چند کلمه در مورد ژانر محبوب این روزهای مدیریت شهری ایران
۱۴. در تعارض بین خواست عمومی مردم و منطق کارشناسی چه باید کرد؟ نمونه موردی پروژه الیت در مشهد.
۱۵. برای کاهش آلودگی هوا در کلان شهرهای ایران، هیچ فرمول طلایی وجود ندارد!
۱۶. به جای حذف پروژه الیت؛ کارخانه نوآوری مشهد را می توانید تعطیل کنید!!!
۱۷. تنها برای تشویق سرمایه گذاری و تسهیل کار یقه سفیدها وقت و انرژی و انگیزه داریم؟
۱۹. چرا در برخی کلان شهرهای ایران، بود و نبود معاونت برنامه ریزی تقریبا تفاوتی ندارد؟!
۲۰. زمین؛ مهمترین دارایی سرمایه ای مدیریت شهری و یکی از اصلی ترین زمینه های ایجاد فساد در شهرداری ها
۱. سند بلند مرتبه سازی مشهد؛ فرصتی که با بی سلیقگی دارد از دست میرود.
۲. احتکار زمین های دولتی؛ مانع اصلی عدم تحقق زیرساخت های تامین مسکن.
۳. ترافیک هسته مرکزی شهر مشهد و راهکارهای میان مدت بهبود آن.
۴. چگونه شفافیت ساختاری میتواند جایگزین رویکردهای نمایشی و نمادین شود؟
۵. با وضعیت نابسامان مالی و اقتصادی شهرداری چه میشود کرد؟ (بخش اول)
۶. با وضعیت نابسامان مالی و اقتصادی شهرداری چه میشود کرد؟ (بخش دوم)
۷. چه محورها و پهنه هایی برای احیای فضاهای عمومی و همگانی در مشهد مناسب هستند؟
۸. چگونه میشود به صورت ساختاری با ورود اجرایی اعضای شورای شهر در امورات شهرداری مقابله کرد؟
۹. چگونه میشود مقابل فساد ناشی از رانت های توزیعی شهرداری ها در هبه بیت المال ایستادگی کرد؟
چند صباحی کمتر حول مباحث مدیریت شهری مشهد و شهر در این کانال گفتگو شد. اگر عمری باشد روند قبلی پستهای مدیریت شهری را با موضوعات جدیدی ادامه خواهم داد. لیستی از موضوعات گذشته را اینجا میگذارم، شاید بازخوانی آنها مفید باشد... 🔽🔽🔽
عراق هم توزیع زمین را بر مبنای طراحی خانواده های مشمول مسکن، آغاز کرد و ما در ایران همچنان پس از تجربه های قابل دفاع توزیع زمین و ساخت مسکن دولتی، در گیر و دار مدیرانی در دولت هستیم که معتقدند دولت هیچ وظیفه ای برای تامین مسکن افراد بدون مسکن ندارد!!!!
از رنجی که می بریم.....
پ.ن: همین دیروز جناب بهروز ملکی مشاور فعلی وزیر راه و شهرسازی و از مدیران وزارتخانه در زمان روحانی و آخوندی، در پنل تخصصی (۲۸ مرداد ۱۴۰۵) همایش آینده صنعت ساختمان افاضه کرده اند که: اولا مبنای ساخت یک میلیون مسکن سالانه مشخص نیست و باید به تجربه های ۱۹۹۰ ژاپن و هم اکنون چین برای اشباع و ماندن خانه های خالی بیش از حد رجوع کنیم! ثانیا دولت فقط مسئولیت ساخت و تامین مسکن برای اقشار ضعیف را دارد...
تازه امروز خبردار شدم که «بلوار امت» مشهد به «بلوار امیر المومنین» تغییر نام یافته است. یک تغییر نام تاسف بار دیگر در ادامه سونامی تغییر نام های غیر قابل دفاع در مشهد الرضا(ع).
دلم البته برای «امت» سوخت، کاش بخشی از غیرتی که روی تغییر نام خیابان «دانشگاه» و «شریعتی» داشتیم روی «امت» هم میداشتیم، که اگر بود تا الان چندین و چند نامه سرگشاده در مخالفت با تغییر نام های هویتی از سوی فعالان مدنی مشهد منتشر شده بود.😔
البته راهکارهای میان مدت و تدریجی توسط این دولت قابل اجراست و شاید بهترین حالت ممکن هم اتخاذ همین رویکردها باشد ولو اینکه در کوتاه مدت اثری نداشته باشند.
مساله ناترازی و کمبود را میشود در میان مدت با اجرای برخی راهکارهای غیر قیمتی تا حدی بهبود داد، مثل تغییر ساعات ادارات، دورکاری برخی ادارات، ارتقای دولت الکترونیک و کاهش مراجعات، تعطیل کردن برخی روزها در مدارس، برقراری سرویس ادارات، مدیریت حمل و نقل عمومی در ساعات پیک، ارایه افزودنی رایگان به بنزین در خودروهای قدیمی، اتصال به کارت بانکی و فرهنگ سازی و گفتمان سازی در استفاده از حمل و نقل عمومی، اجازه واردات وسیع اتوبوس و مینی باس برای شهرداری ها و .....
در پیاده سازی طرح های بزرگ تحولی و تغییرات تند در سیاستهای اقتصادی و اجتماعی (همچون سیاستهای اصلاحی حوزه انرژی، زمین، پولی و مالی و ...)، شاید بیش و پیش از خود طرح و محتویات فنی آن، تیم مجری و توان اجرای آن سیاستها اهمیت دارد.
اگر چه چالش پیاده سازی تحول همواره در بدنه فرسوده دولت ها وجود داشته اما دولت چهاردهم به دلایل متعدد (که شرح آن در جای دیگر عرض خواهد شد)، دولت اجرای طرحهای بزرگ و تحولی نیست! دستگاه اجرایی این دولت، این قابلیت را دارد که از دل کوچکترین تغییرات تحولی، چند هزار کشته روی دست نظام باقی بگذارد....
شاید بهتر باشد با درک شرایط خاص کشور و با علم به این حقیقت تلخ، تا انتهای این دولت، هیچ طرح مقیاس وسیعی که ظرایف اجرایی مهمی دارد اجرا نشود و تنها برای بهبود روندهای جاری کشور تلاش گردد. به زبان ساده، به اندازه قوت و توان تیم اجرایی دولت در هنگام ارایه طرحها و راهکارهای اصلاحی توجه کنیم.
پ.ن۱: در موضوع خاص بنزین که این روزها در صدر اخبار قرار گرفته، در مفید بودن برخی راهکارهای پیشنهادی نیز تردیدهای جدی وجود دارد و این خطر مضاعفی است. یعنی یک طراحی تحولی غیر دقیقکه در آن ابهامات اجرایی زیادی وجود دارد را بناست درکوتاه مدتتوسط یک بدنه اجرایی به شدتناکارآمدو خسته اجرا کنیم، آن هم دروسط جنگ با چند ابرقدرت. نتیجه مشخص است.
پ.ن۲: نمی خواهم نظر قطعی بدهم اما با تحلیل هزینه - فایده کلان برای کشور و مردم، شاید گزینه بهینه کوتاه مدت برای مسأله بنزین در این شرایط و با این بدنه اجرایی، ادامه وضع موجود و عدم مداخله باشد، چیزی شبیه به گزینه اول آقای سقاب اصفهانی که هر زمان بنزین تمام شد درب هر جایگاه را ببندیم و بگوییم امروز تمام شد بروید فردا بیایید😢 اگر چه نگرانم در اجرای همین پروتوکل بستن دربهای جایگاه بنزین و نیز نحوه صف کشیدن ماشینهای متقاضی هر جایگاه نیز کشته روی دست نظام بماند.
🎥 محسن رضایی: وقتی رهبری میفرمایند علی الاصول نظر دیگری داشتم یعنی مسیری که در ذهن آقا بود، بهتر از مسیری بود که شورای عالی امنیت ملی رفت.....

یک زمانی آمریکا به هر معادله ای وارد می شد، معادله حل می شد. اگر خارج می شد، تمام کننده بود. به هر کشوری لشکر می کشید فتح می شد، به هر مملکتی اولتیماتوم می داد تسلیم می شد. امپراطوری که کنترل تمام آبراهه های مهم جهان را در دست داشته و قوانین تردد در آن را معیین کرده.
🔹حالا بعد 5 ماه آن هم با یک لشکرکشی کم سابقه نتوانسته یک تنگه 33 کیلومتری را باز کند.
روزی چند کشتی را از مسیر عمان، با ردیاب خاموش مثل دزد دریایی، از ترس رهگیری یک کشور جهان سومی تحت تحریم، با هزار مصیبت عبور می دهد.
و از آن بدتر، در تعین قانون تازه رفت و آمد، به جلسات تصمیم گیری راهش نداده اند.
*خودتحریمی در مسئله مهم مسکن؟!*
🔹 مسکن به لحاظ اولویت: هیچ کالایی همچون مسکن در سبد هزینه خانوار ایرانی موثر نیست. زیرا مسکن به تنهایی حدود ۵۰٪ از سبد هزینه خانوار ایرانی را تشکیل میدهد (عنایت بفرمایید که متوسط بینالمللی این رقم، حدود ۲۰٪ است) فلذا حل مشکل مسکن در ایران به معنای تسکین و تاثیرگذاری بر حدود نیمی از سبد هزینههای خانوار ایرانی است.
🔹 مسکن به لحاظ اهمیت: یکی از مهمترین راهکارهای مهار تورم، رونق تولید است؛ و از مهمترین ارکان رونق تولید، رونق تولیدِ مسکن است زیرا رونق مسکن میتواند به تنهایی، تا حدود ۲ درصد از ۸ درصد رشد اقتصادی را تامین کند و سبب رونق دهها رسته شغلی شود. عنایت بفرمایید که ساخت هر ۱۰۰ متر مسکن سبب ایجاد حداقل ۱ شغل مستقیم میشود و علاوه بر تولید، تاثیر بهسزابی بر حل مسئله اشتغال دارد.
🔹 مسکن به لحاظ دامنه تاثیر: تقریبا هیچ کالایی به اندازه مسکن، خانوار ایرانی را با خود درگیر نکرده است؛ زیرا هم اکنون حدود ۷ میلیون خانوار مستاجر داریم که با احتساب بُعد خانوار، جمعا حدود ۲۵ میلیون نفر از ایرانیان را شامل میشوند. اغلب آنهایی هم که مالک هستند درگیر تهیه مسکن برای فرزندان و بستگانشان هستند و لذا در ایران، کمتر خانوادهای از آفات موضوع بیمسکنی یا بدمسکنی در امان است.
🔹مسکن به لحاظ امکان حل مسئله: کشور ما با معضلات اقتصادی متعددی نظیر تورم و ارز و تحریم و ... مواجه است اما حل کمتر مسئلهای همچون مسکن، با استفاده از ظرفیتهای داخلی سهلالوصول است. ماده اولیه این موضوع، زمین است که به وفور در اختیار دولت است. مدیریت مصالح ساختمانی و نیروی کار و ... هم که از سایر ارکان تولید مسکن است همگی در اختیار خودمان است و نه ربط چندانی به جنگ دارد و نه ربط چندانی به تحریم. بخش قابل توجهی از تامین مالی مسکن نیز با مشارکت بانکها میسر میشود اما عنایت بفرمایید که متوسط جهانی مشارکت بانکها در تامین مالی مسکن، حدود ۲۰ درصد از مجموع تسهیلاتشان است که این رقم در کشور ما فقط حدود ۳٪ است! و لذا با مدیریت صحیح زمین و بانکها و ...، حل مسئله مسکن کاملا سهلالوصول است.
🔹 کلام آخر: باتوجه به نکات فوق و به رغم آنکه حل مسئله مسکن در اختیار خودمان است و تاثیرپذیری چندانی از جنگ و تحریم ندارد اما متاسفانه در این موضوع مهم دچار نوعی خودتحریمی شدهایم! خودتحریمی در عَرضه زمین به مردم؛ به نحوی که از ابتدای دولت فعلی تاکنون حتی یک روز هم سامانه تِم (سامانه ثبت نام مسکن) برای متقاضیان باز نشده و دولت در تمام دو سال اخیر، متقاضیان ذیصلاح را حتی از اجازه ثبت نام هم محروم کرده است! کمااینکه در موضوع مدیریت بانکها برای تامین مالی مسکن نیز هیچ اراده جدی در دولت دیده نمیشود! لذا سوال اساسی این است که باتوجه به نکات فوق، اگر دولت واقعا به دنبال ایجاد گشایش اقتصادی برای خانوار ایرانی است چرا تا این اندازه از حل مسئله مهمی همچون مسکن غافل است؟!
دکتر منانِ رئیسی
وقتی رهبری همزمان با دعوت به وحدت و پرهیز از اختلافات سیاسی می فرمایند که:
بار دیگر! ثابت شد امضای رییس جمهور آمریکا (و به تبع آن تفاهم نامه منعقد شده بین دو رییس جمهور) بی ارزش و بی اعتبار است.
وقتی کسانی که ماههاست به دلیل نقد به متن توافق «تندرو و افراطی و رادیکال و خوارج و ضد امنیت ملی و جنگ طلب و...» خطاب شده اند در پیام ایشان میشوند «پیشروان بصیرت» (نه صرفا افراد دارای بصیرت، پیشروان آن!!)
یعنی: اولا مخالفت منطقی با توافق به معنای تضعیف وحدت نیست و ثانیا آنچه علی الاصول رهبری و بسیاری از پیشروان بصیرت (شما بخوانید تندروها) به آن از ابتدا معتقد بودند مبنی بر بی مبنا بودن این تعهدات و غیر قابل اجرا بودن این تفاهم، حرف دقیق و درستی بوده است.
مغالطه فروکاستن منتقدین به فحاشان و خائن پنداران هم که در این روزها در فضای رسانه ای مطرح شده، حرف جدیدی نیست. آقایان یاد گرفته اند به جای پاسخگویی در مقابل نقد کارشناسی و کاملا محترمانه (امثال نبویان ها)، سریع موضع لزوم مقابله با فحاشی بگیرند و از زیر پاسخگویی فرار کنند. دهها سال است که این روش را حضرات دارند پیاده میکنند برای فرار کردن از پاسخگویی در قبال برجام و مذاکرات قبلی و فعلی و حتی آینده! که التجربه باطل بودنشان برای مردم عیان شده است. در مورد مقابله با خطر مردم حاضر در خیابان هم همین رویکرد در حال تکرار شدن است، پر رنگ کردن برخی شعارهای غلط و انحرافی و تند و تسری دادن آن به همه جمع های خیابانی، تا بهانهای شود برای جمع کردن ضلع خیابان به بهانه مقابله با تندروی.
به پایان روایتها رسیدید.