در حال باز کردن صفحه
در پیاده سازی طرح های بزرگ تحولی و تغییرات تند در سیاستهای اقتصادی و اجتماعی (همچون سیاستهای اصلاحی حوزه انرژی، زمین، پولی و مالی و ...)، شاید بیش و پیش از خود طرح و محتویات فنی آن، تیم مجری و توان اجرای آن سیاستها اهمیت دارد.
اگر چه چالش پیاده سازی تحول همواره در بدنه فرسوده دولت ها وجود داشته اما دولت چهاردهم به دلایل متعدد (که شرح آن در جای دیگر عرض خواهد شد)، دولت اجرای طرحهای بزرگ و تحولی نیست! دستگاه اجرایی این دولت، این قابلیت را دارد که از دل کوچکترین تغییرات تحولی، چند هزار کشته روی دست نظام باقی بگذارد....
شاید بهتر باشد با درک شرایط خاص کشور و با علم به این حقیقت تلخ، تا انتهای این دولت، هیچ طرح مقیاس وسیعی که ظرایف اجرایی مهمی دارد اجرا نشود و تنها برای بهبود روندهای جاری کشور تلاش گردد. به زبان ساده، به اندازه قوت و توان تیم اجرایی دولت در هنگام ارایه طرحها و راهکارهای اصلاحی توجه کنیم.
پ.ن۱: در موضوع خاص بنزین که این روزها در صدر اخبار قرار گرفته، در مفید بودن برخی راهکارهای پیشنهادی نیز تردیدهای جدی وجود دارد و این خطر مضاعفی است. یعنی یک طراحی تحولی غیر دقیقکه در آن ابهامات اجرایی زیادی وجود دارد را بناست درکوتاه مدتتوسط یک بدنه اجرایی به شدتناکارآمدو خسته اجرا کنیم، آن هم دروسط جنگ با چند ابرقدرت. نتیجه مشخص است.
پ.ن۲: نمی خواهم نظر قطعی بدهم اما با تحلیل هزینه - فایده کلان برای کشور و مردم، شاید گزینه بهینه کوتاه مدت برای مسأله بنزین در این شرایط و با این بدنه اجرایی، ادامه وضع موجود و عدم مداخله باشد، چیزی شبیه به گزینه اول آقای سقاب اصفهانی که هر زمان بنزین تمام شد درب هر جایگاه را ببندیم و بگوییم امروز تمام شد بروید فردا بیایید😢 اگر چه نگرانم در اجرای همین پروتوکل بستن دربهای جایگاه بنزین و نیز نحوه صف کشیدن ماشینهای متقاضی هر جایگاه نیز کشته روی دست نظام بماند.
هنوز نظری ثبت نشده است.