در حال باز کردن صفحه


@saeed_fatahi_sarani
کارشناس اقتصادی
انجام شد
وزیر اقتصاد به جای عذرخواهی به وعده خود عمل کند
نائب رئیس کمیسیون برنامه بودجه مجلس از افزایش حقوق ۳۰ تا ۴۰ درصدی در بودجه با وجود تورم ۸۰ درصدی خبر داده است. در دو سال گذشته قدرت خرید حقوق کارکنان دولت نصف شده است و گویا سال دیگر میخواهند فشار بر نیروی کار را افزایش دهند.
طبق قانون حقوق کارمندان باید حداقل به اندازه تورم افزایش یابد، مدنی زاده نیز وعده افزایش حقوق متناسب با تورم پیشبینی شده برای سال بعد را در زمان رأی اعتماد داده بود. چرا نه به قانون و نه به وعده خود عمل میکنید؟
این سیاست اشتباه موجب ضربات بزرگی به اقتصاد ایران در سالهای گذشته شده است ولی چون همیشه فرمان اقتصاد در دست اقتصاددانهای متعارف در ایران بوده است همچنان اصرار بر همان مسیر اشتباه دارند.
خوب است از دولت مطالبه شود افزایش تعرفه خدمات درمانی و پزشکان، هزینه بلیط هواپیما، قطار و اتوبوس، هزینه انرژی و آرد بیشتر از افزایش حقوق کارمندان نباشد! چگونه افزایش بیش از ۵۰ درصدی تعرفههای درمانی به بیمهها و در نتیجه بودجه فشار وارد نمیکند ولی افزایش حقوق کارمندان دولت موجب ناترازی بودجه میشود؟
چگونه مدعی هستید که قیمت انرژی و نام و ... باید واقعی شود ولی دستمزد نیروی کار هر سال آب میرود؟
قیمت بلیط هواپیما در ده سال گذشته بالای صد برابر شده است در حالیکه قیمت دلار ۷۰ برابر شده است. لذا استدلال مدیرعامل شرکت ایرانایر مبنی بر لزوم هر چه بیشتر بلیط هواپیما به خاطر افزایش قیمت ارز و سوخت درست نیست.
دلیل نچرخیدن اقتصاد شرکتهای هواپیمایی را جای دیگری بیابند.
برای نمونه وقتی شرکت آسمان با سه فروند هواپیمای فعال، ۲۵۰۰ کارمند دارد یا شرکت ایرانایر ۹ هزار کارمند با نه فروند هواپیمای فعال دارد مشخص است به مشکل بخورند.
مسافران که نباید هزینه نیروی انسانی بیکار این شرکتها را بدهند.
شمس الدین حسینی، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس اظهار داشته است: ارز باید تک نرخی باشد و بانک مرکزی جلوی نوسانهای بیضابطه آن را بگیرد.
برای اقتصاد کشور باید تأسف خورد فردی که شش سال وزیر اقتصاد بوده و رئیس فعلی کمیسیون اقتصادی مجلس است از تجارب مکرر چند سال اخیر عبرت نگرفته است، گویا هنوز دلار ۲۷۰ هزار تومانی برای آزمون و خطای امثال حسینی کافی نیست.
سردرگمی اطرافیان قالیباف
کلافگی اطرافیان قالیباف به این دلیل است که پاسخی برای سوال زیر به افکار عمومی ندارند.
اگر جنگ ادامه مییافت چرا به جای الان، روز ۴۱ جنگ در فروردین نبود؟ نه میتوانند همچون غربگرایان، ایران را متهم کنند چون دیگر جایگاهی در حاکمیت نخواهند داشت و نه میتوانند ثابت کنند ایران از دشمن بیشتر از این فرصت شش ماهه استفاده کرده است.
مردم میبینند اگر ادامه جنگ همان فروردین ماه بود نه آمریکا در محورهای نظامی، امنیتی و اطلاعاتی تجدید قوا کرده بود، جام جهانی و انتخابات میاندورهای دو نگرانی دولت آمریکا بود، ایران از تنگه هرمز درآمد کسب میکرد، نفت ایران به راحتی قیمت بالا فروخته میشد، قیمت نفت روند صعودی را ادامه میداد، پیامهای ضعف ایران در شش ماه گذشته از جمله پرهیز از ادامه یک جنگ همه جانبه مخابره نشده بود، مردم ایران آمادگی بدتر شدن شرایط را داشتند، قیمت دلار نزولی شده بود و به ۱۵۰ هزار تومان رسیده بود و همدلی مردم نسبت به الان بیشتر بود.
نوشدارو پس از مرگ سهراب/ کدبازها عبرت بگیرند.
زاکانی گفته است شعام مجوز آتشبس نداشت. الان که صحنه عیان شده است باید عبرت بگیریم:
اولاً مشخص شد چقدر مردم از نخبگان کدباز جلوتر هستند. مداحان، سخنوران و سیاسیون که با عنوان همه چیز هماهنگ هست در این هزینه شریک شدند عبرت بگیرند. آقای میثم مطیعی ببیند ملت مبعوث باید بزرگ شود یا وی نیاز به بزرگ شدن دارد.
ثانیاً گلایه از امثال زاکانی است که چرا در همان زمان و یا حداقل تا دو ماه بعد از آتشبس چنین مواضعی نگرفتند؟ موضع اخیر وی حکم نوش دارو بعد از مرگ سهراب را دارد. مانند صفین، شمشیر از روی گردن دشمن برداشته شد، حکمیت تحمیل شد، خسارت محض جدیدی به نام تفاهمنامه بر کشور تحمیل شد، محاصره دریایی موجب کاهش درآمدهای کشور شد و شیعیان لبنان آواره شدند.
مجازات رسایی و انتظارات از احکام جدید قوه قضاییه
رسایی بابت یک تیتر در نشریه اش علیه مدیریت قالیباف در مجلس به ده ماه زندان محکوم شد. قوه قضاییه نیز از این حکم دفاع کرد و هرگونه سیاسی کاری را رد کرد.
امروز کرباسچی در رابطه با شش مطلب در روزنامه هممیهن مجرم شناخته شد، لطمه به اساس جمهوری اسلامی و تشویق افراد به ارتکاب اعمال برخلاف امنیت کلی عناوین جرم وی هستند.
نظری در رابطه با میزان مجازات کرباسچی ندارم ولی اگر حکم رسایی مبنای برخورد قوه قضاییه است پس باید مجازات کرباسچی بسیار شدیدتر از رسایی باشد زیرا اقدام علیه نظام بدتر از اقدام علیه قالیباف است.
البته در روزهای اخیر، مقایسه احکام کواکبیان و رسایی نیز سوالات جدی برای افکار عمومی ایجاد کرده است. کواکبیان به بسیاری از اشخاص سیاسی تهمت ارتباط با زن جاسوس اسراییلی را زد و صرفا به حبس تعلیقی محکوم شد.
سرعت بالای مشاور قالیباف در تغییر موضع/ نظر قالیباف در سیاستهای ارزی دولت/ پیام ضعف ایران عامل تجاوز به ایران/ اطرافیان قالیباف بزرگترین عامل ضعف قالیباف
مهدی محمدی گفته است با اینکه همه میدانند من مخالف مذاکره هستم حمله آمریکا به ایران به خاطر ۱۸ و ۱۹ دی بوده است که عامل آن هم رفتار اصلاحطلبان و اصولگرایان تندرو و سیاست ارزی دولت است و ربطی به مذاکرات ندارد.
اولاً عجیب است محمدی که از آتشبس و تفاهمنامه تمام قد دفاع میکرد و مدعی بود تفاهمنامه با هماهنگی رهبر انقلاب پیش میرود و در روز اول اجرای تفاهمنامه، نصف دارایی مسدودی ایران در دسترس قرار میگیرد الان مدعی شده است همه میدانند که من مخالف مذاکره هستم.
یعنی سرعت رنگ عوض کردن آفتابپرست هم به اندازه جماعت نواصولگرای وفاقی نیست. آقای مخالف مذاکره، نظرت در مورد جمله قالیباف که مذاکره نوعی مبارزه است چیست؟
ثانیاً عاقبت خوبی ندارد محمدی ادبیات شبیه جریان غیرانقلابی برای جریان انقلابی استفاده میکند، نهی رهبر شهید برای برچسب تندرو نزدن به جریان انقلابی فراموش نشود. همچنین نقش گروههای مختلف سیاسی در ۱۸ و ۱۹ دی ماه چه بود؟ موضوع اغتشاشات دی ماه همچون اغتشاشات ۱۳۹۸، کاملاً اقتصادی و به خاطر سیاست اقتصادی دولت بود.
ثالثا محمدی، نقش قالیباف در سیاست ارزی دولت را پنهان نکند، قالیباف تحت تاثیر برخی کارشناسان اقتصادی یکی از مهمترین مخالفین نظام چند نرخی ارزی بود و یکی از حوزههای اختلاف قالیباف با شهید رییسی، سیاستهای ارزی دولت در تثبیت قیمت ارز بود. درواقع دولت رهنمود قالیباف در بخش ارزی را اجرا کرد. کارنامه قالیباف را نمیتوانید پنهان کنید، مدیریت ارزی دولت در دو سال اخیر کارنامه اقتصادی، پرونده چین کارنامه اجرایی و تفاهمنامه کارنامه سیاست خارجی قالیباف است. همین سه موضوع نشان داد که تجربه پیمانکاری با مدیریت کلان کشور متفاوت است.
رابعا حمله آمریکا به خاطر محاسبات آمریکا در پاسخ ایران بود که این اشتباه محاسباتی حاصل از روندی بود که محمدی از آن دفاع میکند. آمریکا به سایتهای هستهای ایران در جنگ دوازده روزه حمله میکند اما ایران پس از آن، مذاکرات با آژانس را از سر میگیرد و توافق قاهره منعقد میشود؛ غرب در پاسخ آن، مکانیسم ماشه را فعال میکند و قطعنامههای شورای امنیت را برمیگرداند.
با وجود اعلام مخالفت رهبر شهید با مذاکره در مهرماه، چند ماه بعد دولت ایران وارد مذاکرات با آمریکا میشود که پیام پاسخ ضعیف ایران در برابر تجاوز و دو صدایی در بین مسئولین ایرانی را مخابره میکند. همین رفتار از روز پذیرش آتشبس توسط قالیباف و دولت ادامه یافت و جنگ بعدی نیز همچون دو جنگ قبلی حاصل همین رفتار اشتباه است.
خامسا بزرگترین ضربهای که قالیباف در این سالها خورد از اطرافیان، مشاورین و خانواده خود بود؛ رفتار و گفتار آنان، فاصله قالیباف با جریان انقلابی را بیشتر میکنند. خروجی عملکرد آنان این شده است قالیباف نفر چهارم تهران میشود و رأی قالیباف در انتخابات مجلس یک سوم میشود و در انتخابات ریاستجمهوری، نصف آرای سال ۹۲ را میآورد.
اگر عدهای ماموریت داشتند قالیباف را تخریب کنند نمیتوانستند بهتر از اطرافیان قالیباف انجام دهند.
یک الگوی تکراری از ظریف
پس از حواشی ناشی از چند اظهارنظر اخیر ظریف، وی موضعی متفاوت در رونمایی از سه کتابش گرفت.
رفتارهای ظریف در سالهای اخیر نشان میدهد که هدف وی هدایت افکار عمومی در جهت خلاف سیاستهای راهبردی نظام در سیاست خارجی است.
اما هر وقت با اعتراض گسترده بسیاری از طیفهای تصمیمساز و تصمیمگیر درون حاکمیت قرار میگیرد یک اظهارنظر مورد پسند آنها انجام میدهد تا پیوندش با بخشی از حاکمیت از بین نرود. مواضع روحانی پس از اظهارنظرش در مورد رفراندوم نیز همینگونه بود.
لذا اولاً نباید در مواجهه با رفتار امثال روحانی و ظریف منفعل بود ثانیاً فریب برخی مواضع درست آنها را نخورد زیرا به نظر میرسد بیان آن برای نگهداشتن خط اثرگذاری و نفوذ روی تصمیمات حاکمیت است.
تغییر رفتار کشورهای عربی با میزان اقتدار کشور/ کارنامه افتضاح ظریف از دید وزیر اقتصاد روحانی/ دیپلماسی التماسی ناشی از سیاست خارجی تک ابزاری
حاشیهسازی های روحانی و ظریف در چند ماه گذشته ناشی از به بنبست رسیدن جریان فکری آنها است اما بازنشر عبارت ظریف در خصوص نگاه فرصت محور به کشورهای منطقه بهانه خوبی برای بررسی کارنامه ظریف در همین موضوع است.
1⃣ هیچگاه ایران برای قطر تهدید نبوده است و حکومت قطر را از کودتا و محاصره عربستان نیز نجات داد اما در تمام نبردهای آمریکا و ایران در دو جنگ اخیر، حکومت قطر در طرف آمریکا ایستاد زیرا حکومتها و دولتهای غیرمستقل عربی ثابت کردند به طرف مقتدر خواهند رفت.
هر چقدر ایران بتواند اقتدار سیاسی و امنیتی خود در منطقه را تقویت کند دولتهای عربی مجبور میشوند ارتباط بهتری بگیرند.
2⃣ به یاد بیاوریم در سال 94 پس از شهادت حجاج ایران و عدم همراهی عربستان، دیپلماسی التماسی ظریف برای بازگرداندن جنازه شهدا کمکی نکرد. در یک صحنه تحقیرآمیز، ظریف کنار صندلی امیر کویت خم شده بود. آنچه موجب تغییر رفتار سعودی شد تهدید رهبر شهید مبنی بر برخورد سخت با عربستان بود.
3⃣ البته قویترین روابط سیاسی و اقتصادی ایران با همسایگان، کشورهای جنوب، چین و روسیه در دوران دولتهای احمدینژاد و شهید رییسی بود در حالیکه سیاست خارجی دولتهای روحانی و پزشکیان به مذاکرات با آمریکا محدود شده بود و آن رفتار دولتهای احمدینژاد و رییسی توسط جریان رسانهای حامی ظریف به تمسخر گرفته میشد و بیفایده نامیده میشد.
امروز ظریف در صندلی متهم به کم کاری با کشورهای منطقه و چین است ولی با رندی جای شاکی و متهم را عوض میکند.
یادی کنیم از فایل صوتی لو رفته کلاس درس طیبنیا «وزیر اقتصاد روحانی و مشاور اقتصادی پزشکیان» که گفته بود: «ظریف را ضعیفترین وزیر خارجه بعد از انقلاب میدانم. قویترین کارشناس، ضعیفترین وزیر. در دوره آقای ظریف روابط خارجی ما افتضاح بود، خصوصا روابط منطقهای. ایشان اصلا آدم اجرائی نیست،»
4⃣ خطای راهبردی امثال ظریف این است که دیپلماسی را به مذاکرات محدود میکنند در حالیکه مذاکرات صرفاً یکی از ابزارهای سیاست خارجی است و اقدامات نظامی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مداخلههای سیاسی سایر ابزارها هستند، نگاه تک ابزاری به سیاست خارجی است که به دیپلماسی التماسی ظریف منتهی میشود. عربستان به دلیل برنامههای حمایتی مذهبی و فرهنگی و نفوذ امنیتی در سیستم امنیتی پاکستان، قدرت مداخله در تصمیمات دولت پاکستان را دارد.
تثبیت گزاره خطرناک پایان جنگ با تصمیم آمریکا
۱. مسئولین کشور یک گزاره بسیار خطرناک را پس از آتشبس ایجاد کردند که هر وقت آمریکا بخواهد جنگ پایان مییابد. این گزاره باعث میشود آمریکا محاسبه کند که هزینه جنگ با ایران را میتوان کنترل کرد و هر زمانی که به مرحله خطرناکی برای آمریکا رسید، میتوان جنگ را متوقف نمود. متأسفانه اظهارات مقامات ایرانی تقویتکننده این گزاره است.
جنگ دوازده روزه، جنگ رمضان و تجاوزات مکرر بعد از آتشبس نشان میدهد مسئولین ایرانی از افزایش سطح تنش جلوگیری میکنند.
۲. رفتاری که باعث جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان شد توسط مسئولین ایران در حال تکرار است. در ترور حاج قاسم، پاسخ محدود به شلیک چند موشک شد و تهدید قتل ترامپ به مذاکره با ترامپ تبدیل شد؛ تجاوزات مکرر اسرائیل به منافع ایران در سوریه به یک عملیات منجر شود، ترور هنیه در خاک ایران و سید حسن نصرالله نیز به یک عملیات دیگر محدود شد.
تجاوز رژیم پس از عملیات وعده صادق دو، رهبر شهید فرمودند پاسخ ایران باید غیرقابل محاسبه برای دشمن باشد. درواقع ایشان قصد داشتند زنجیره پاسخهای غیرقابل بازدارنده ایران را پاره کنند. اما هیچ پاسخی داده نشد و کشور درگیر مذاکرات با آمریکا شد که در دل مذاکرات یک جنگ تمام عیار علیه ایران آغاز گردید.
۳. با اینکه وسط مذاکرات هستهای به ایران حمله شد دوباره ایران وارد مذاکرات هستهای شد، در جنگ رمضان نیز با اینکه در زمانی که عراقچی به نتیجه مذاکرات بسیار خوشبین بود به ایران حمله شد و باز دولت ایران وعده آغاز مذاکرات هستهای را داده است.
۴. دولت، مسئولین نظامی و قالیباف به مردم پاسخ دهند آیا رفتار ایران در سه سال گذشته موجب کاهش احتمال جنگ شده است که دوباره آن را تکرار میکنند؟
مردم راضی هستند در جهت رفاه شان، پزشکیان و قالیباف کار انتخاباتی کنند
طبق گفته عضو شورای شهر تهران قرار است ۲۵ درصد حقوق کارکنان شهرداری تهران افزایش یابد. زاکانی اظهار داشت: برای «کاهش فاصله احکام حقوقی بین کارکنان ثابت و قراردادی ناشی از دو نظام پرداخت متفاوت» و «رفع تبعیض در حقوق و دستمزد بین همکاران ثابت و قراردادی»، احکام کارکنان ثابت شهرداری تهران اصلاح میشود.
این اقدام شهرداری درست است. حقوق کارکنان دولت کمتر از ۵۰ درصد رشد کرده در حالیکه حقوق حقوق نیروی کار ذیل قانون کار ۱۰۰ درصد افزایش یافته است تورم نیز بالای ۱۵۰ درصد بوده است.
منتقدین زاکانی مدعی هستند انتخاباتی است، اولا فرض شود انتخاباتی است چه ایرادی دارد؟ ثانیا مگر رفع فیلتر واتساپ و جلوگیری از اجرای برخی قوانین توسط دولت با رویکرد انتخاباتی نبود؟ در موضوع معیشت هم کار انتخاباتی کنید.
مردم راضی هستند دولت و مجلس کار انتخاباتی کند. مگر پزشکیان و قالیباف وعده افزایش حقوق با تورم در انتخابات را نداده بودند، به همان وعده انتخاباتی عمل کنید.
عمل نکردن به وعدههای انتخاباتی، علت اصلی قهر بخشی از جامعه با صندوق رأی و کاهش سرمایه اجتماعی است. پزشکیان در انتخابات معترض بود چرا حقوق به اندازه تورم بالا نمیرود و افزایش قیمت بنزین به اندازه قیمت جهانی توسط وی دروغ است ولی در دو سال نخست دولت، نه حقوق معادل تورم افزایش یافت و بارها طرح دولت برای جهش قیمت بنزین مطرح شده است. قالیباف پنج وعده بزرگ انتخاباتی از جمله افزایش حقوق مطابق تورم داد ولی در مجلس تحت اختیارش، در زمان تصویب بودجه اقدامی انجام نشده است.
امروز سالروز حماسه بزرگ طوفان الاقصی است. طوفان الاقصی فعل ملتی بود که توسط جهان نادیده گرفته شده بود و رژیم صهیونسیتی با همراهی اکثر کشورهای اسلامی در حال حذف آنان بود. عملیات هفت اکتبر عکس العمل ملتی بود که تصمیم گرفته بود سرنوشتش همچون سرنوشت بومیان آمریکا و استرالیا نشود.
از همین روی امام شهید فرمودند: «دست و بازوی طراحان مدبر و هوشمند و جوانان فلسطینی را میبوسم.»
ولی افسوس با مسموم شدن ذهن بخشی از تصمیمگیران با تحلیل غلط «نیفتادن در تله تنش»، ایران فرصت استفاده از این عملیات برای ایجاد نظم جدید منطقهای را از دست داد.
آن تحلیل اشتباه مانع جنگ نشد فقط به جای جنگیدن با رژیم صهیونسیتی در وضعیت ضعف دشمن، در شرایط غافلگیری ایران جنگ انجام شد که خسارتهای سنگینی در دو جنگ روزه و رمضان دادیم. شبیه فرصت سوزی که با آتشبس در جنگ رمضان نیز صورت پذیرفت، آتشبسی که مانع از جنگ نشد و فقط موجب تجدید قدرت دشمن شد.
دو مسئله تفکیک شود:
۱. امکان دریافت ده هزار دلار با هر کد ملی اشتباه است و اگر به قصد مداخله صورت میگیرد باید در بازار غیررسمی مداخله شود.
۲. اما اگر بنا بر اجرا باشد باید به نرخ نزدیک به بازار عرضه شود و از این نظر به بانک مرکزی ایرادی نیست وگرنه تجربه دو هزار دلار به هر کدملی تکرار میشود.
تجمعات خیابانی ذکر انقلاب و اسلام است
۱. ذکر به معنای یادآوری است، اینکه نماز، دعا و برخی عبارتها ذکر نامیده میشود چون یادآوری ربوبیت خدا و بندگی انسان برای جلوگیری از فراموشی ناشی از فعالیتهای روزمره است.
۲. تأکید رهبر معظم انقلاب برای پرشورتر شدن تجمعات خیابانی به این دلیل است که حضور در تجمعات یادآور اصول انقلاب است، حضور در تجمعات باعث میشود اهداف و اصول انقلاب در میانه جنگ تمدنی و وجودی برای انقلاب و اسلام در بین دلدادگان انقلاب کمرنگ نشود.
۳. همانگونه نماز کارگاه ساخت بنده خداست، تجمعات خیابانی نیز محل ساخت انسان تمدن ساز آخرالزمان است. تجمعات خیابانی کارکردی شبیه جبهه در هشت سال دفاع مقدس دارد.
با اهانت کننده به رهبر شهید مدارا ولی با منتقد قالیباف سختترین برخورد/ از تفاوت جلیلی و قالیباف تا شباهت قالیباف با هاشمیرفسنجانی
محسن نامجو با سابقه اهانت مکرر به مقدسات و رهبر شهید به راحتی وارد کشور میشود، علی سرزعیم پس از زیر سوال بردن تفکرات امام خمینی، امام شهید و امام حاضر و اعلام برائت از جمهوری اسلامی، رئیس هیئت مدیره هلدینگ بانک دولتی سپه میشود، امثال عبدالرضا داوری به صورت مداوم در حال اهانت به شهید یحیی سنوار، شهید رئیسی و سعید جلیلی است اما حمید رسایی صرفاً به خاطر یک تیتر و یک کلیپ علیه قالیباف در سه سال پیش به زندان میافتد.
هر چند این حکم موجب پشیمانی اژهای و قالیباف و افزایش محبوبیت رسایی در جریان انقلابی خواهد شد که در آینده نتیجه آن را خواهند دید ولی هزینه واقعی چنین تصمیماتی سرخوردگی جریان انقلابی از مسئولین کشور است.
علت حساسیت رهبر شهید و رهبر سوم انقلاب روی جریان انقلابی کشور این است که مهمترین سد کشور در برابر دشمن و عامل اصلی حفظ نظام هستند.
مهمترین مشکل قالیباف و اژهای در چند سال گذشته این بوده است که توجه نمیکنند نمیتوانند ژست انقلابیگری بگیرند و پایگاه اجتماعی خارج از طیف انقلابی داشته باشند و با این تصمیمات فقط برای خود هزینه درست میکنند. صادق لاریجانی با وجود اینکه در اکثر فهرستهای انتخاباتی خبرگان استان مازندران بود نفر آخر شد چون در دوره ریاستش بر قوه قضاییه، رفتارهای شبیه اژهای انجام شده بود.
البته وقتی قالیباف با این سطح ضعیف از سیاستورزی، مسئول تیم مذاکرهکننده میشود باید نتیجه مذاکرات به یک تجربه تاریک تبدیل شود.
در دو سال گذشته شاهد بیشترین اهانتها و دروغ به سعید جلیلی توسط یک جریان رسانهای خاص بودیم و جلیلی حتی از یک نفر شکایت نکرد ولی قالیباف نشان داد نه تنها در عرصه اقتصادی و سیاست خارجی شبیه هاشمیرفسنجانی است بلکه در سیاست داخلی و برخورد با منتقدین نیز خاطرات هاشمی در دهه هفتاد را زنده کرد.
قطعنامه ۵۹۸ تجربهای شبیه تفاهمنامه
در هفته دفاع مقدس خوب باید یادآوری شود در قطعنامه ۵۹۸ نیز سر ایران کلاه رفت. ایران از سالهای ابتدای جنگ، چند شرط مطرح کرده بود از جمله دریافت غرامت و مشخص شدن متجاوز.
قطعنامه ۵۹۸ در تیر ۶۶ در شورای امنیت ذیل مواد ۳۹ و ۴۰ منشور صادر شد و عراق دو روز بعد پذیرفت اما ایران تا یک سال آن را نمیپذیرفت. ایران معتقد بود اول باید متجاوز مشخص شود تا بعد قطعنامه را بپذیرد. در نهایت یک سال بعد، امام خمینی برخلاف تمایلشان و اصرار دولتمردان به ویژه هاشمی رفسنجانی و موافقت نیروهای نظامی، قطعنامه را پذیرفتند و از آن تعبیر نوشیدن جام زهر کردند. رفتار امام خمینی شبیه رفتار رهبر معظم انقلاب و استفاده از لفظ «علی الاصول» در موضوع تفاهمنامه بود.
نه تنها با پذیرش قطعنامه، تهدید عراق علیه ایران پایان نیافت بلکه عراق حملات نظامی انجام داد و ۲۵۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران در اشغال عراق مانده بود. صدام اعلام کرد پذیرش قطعنامه توسط عراق به معنی پذیرش آتشبس نیست و تا زمانی ایران اروندرود را به عراق واگذار نکند آتشبس برقرار نخواهد شد.
دو سال بعد، عراق به فکر حمله به کویت بود و تصمیم گرفت منازعات خود با ایران را کاهش دهد و اراضی اشغالی را تحویل دهد. شورای امنیت سازمان ملل نیز پس از حمله صدام به کویت و شکست صدام، عراق را به عنوان متجاوز اعلام کرد ولی هیچگاه ایران نتوانست از عراق غرامت بگیرد زیرا موضوع غرامت در قطعنامه ۵۹۸ ذکر نشده بود و نیاز به یک قطعنامه جدید داشت.
اگر عراق به کویت حمله نکرده بود، نه عراق به عنوان متجاوز شناخته شده بود و ایران مجبور بود دوباره وارد جنگ با عراق شد تا اراضی اشغالی را پس بگیرد.
نکته تأسف بار این است دیپلماتهای ایرانی از تجارب گذشته درس نمیگیرند و اشتباهات مشابه به صورت مداوم انجام میدهند. قرارداد الجزایر، قطعنامه ۵۹۸، مذاکرات هستهای سالهای ۸۲ تا ۸۴، برجام، مذاکرات احیای برجام، آتشبس جنگ رمضان و تفاهمنامه پایان جنگ همگی نتایج مشابه همچون «بدعهدی دشمن»، «معامله نامتوازن و دادن امتیاز نقد در برابر وعده نسیه» و «افزایش تهدید علیه کشور» داشتند و باز هم اصرار بر تکرار آن دارند.
در این مجلس مدعی انقلابی، ده نماینده انقلابی پیدا نمیشود که استیضاح عراقچی را امضاء کنند؟
حتی اگر استیضاح توسط قالیباف اعلام وصول نشود، مطالبه خیابان به کمک درخواست استیضاح میآید و هزینه خواهند داد و درس عبرتی میشود تا دوباره چنین اشتباهی نکنند.
فعلا ده نماینده آزاده درخواست استیضاح عراقچی را امضاء کنند و به وظیفه خود عمل کنند بعد نگران وصول و رأی آوری استیضاح باشند.
ترامپ مدعی شده است ویتکاف و کوشنر جلسه سازنده با ایرانیها داشتند.
دو حالت خارج نیست:
۱. گر هیأت ایرانی با مجوز از رهبرمعظم انقلاب با مقامات آمریکایی دیدار کرده است چرا مخفیانه انجام شده است و ترامپ باید آن را لو دهد.
۲. اگر هیأت ایرانی بدون مجوز این عمل را انجام داده است، حداقل انتظار از مجلس، استیضاح عراقچی است.
یاشار سلطانی در یک پروژه سیاسی مدعی شده است به نفتکشها حمله شد تا تفاهمنامه روی هوا برود که شبکه فروش نفتشان را حفظ کنند.
کاری نداریم اصلا تفاهمنامهای دیگر وجود نداشت و آمریکا همه بندهایش را نقض کرده بود، اما یاشار سلطانی اینقدر مخاطب را احمق فرض کرده که مدعی شده است شبکه فروش نفت کاری کردند که محاصره دریایی برقرار شود. تحریم موجب فروش نفت توسط این شبکهها میشود ولی محاصره دریایی جلوی فروش نفت آنها را میگیرد. یعنی این شبکه با بازگشت محاصره نتوانستند نفت بفروشند.
تأسف بار است جریانی که اعتقاد دارد حاکمیت بر تنگه هرمز و سایر دستاوردهای جنگ نباید صرفاً با رفع محاصره دریایی معاوضه شود و باید برای بی اثر کردن تحریمها و بازگشت ایران به ساختار رسمی تجارت استفاده کرد توسط این فرد به ظاهر ضدفساد تخریب میشود.
به پایان روایتها رسیدید.