در حال باز کردن صفحه


@mahdi_jamashidi
عضو هيأت علمیِ گروه فرهنگپژوهيِ پژوهشگاه فرهنگ و انديشهی اسلامي
انجام شد
🚩 تأملات معرفتی- انتقادی با عنوان جنگ و روشنفکریِ سکولار. ۸۴:
🔻 بعثت اجتماعی در برهۀ جنگی: کفایت و کمال تبیین اشراقی
/امشب ۲۸ مهر، ساعت ۲۱/
▪️برنامۀ سنجه. سهشنبهها. شبکۀ چهار. پیامک: ۳۰۰۰۰۴
🚩 تأملات معرفتی- انتقادی با عنوان جنگ و روشنفکریِ سکولار. ۸۳:
🔻 گذار جمهوری از اسلام: توجیهات سکولاریسم ساختاری
🖇در اینجا ببینید:
🖇در اینجا بشنوید:
▪️برنامۀ سنجه. سهشنبهها. ساعت ۲۱:۳۰، شبکۀ چهار. پیامک: ۳۰۰۰۰۴ #جمهوریسوم #تغییرپارادایم

این بیچارههای بازیخوردهی بدبختِ روسیاه در داخل، از یک طرف گفتند «جانم فدای ایران»، از یک طرف پرچم ایران را آتش زدند! بیعقلها نفهمیدند که خب، این دو تا که با هم نمیسازد. [گفتند] «جانم فدای ایران»؛ خب! حالا انشاءالله قربان ایران بروید شما! امّا از کِی تا حالا شماها -این هیئتها، این تیپهای اینجوری- در مقابل دشمنان ایران سینه سپر کردهاید؟! در مقابل دشمن ایران هم، همین جوان حزباللّهی باز سینه سپر کرده، جوان انقلابی سینه سپر کرده! سیصد هزار شهید دوران دفاع مقدّس چه کسانی بودند؟! بعد از آن، شهدائی که ما داشتیم چه کسانی بودند؟! همین بچّههای مؤمن و انقلابی بودند که از کشورشان دفاع کردند، در مقابل ضدّ انقلاب، در مقابل مهاجم خارجی، در مقابل آمریکا؛ شما کِی قربان ایران رفتید که میگویید «فدای ایران»؟! آنوقت میگوید «فدای ایران»، بعد میآید پرچم را آتش میزند! این واقعاً نشاندهندهی بیعقلی نیست، نشاندهندهی خامی و ناپختگی نیست؟! ۱۳۹۶/۱۰/۱۹
audio
🚩 تأملات معرفتی- انتقادی با عنوان جنگ و روشنفکریِ سکولار. ۸۳:
🔻 گذار جمهوری از اسلام: توجیهات سکولاریسم ساختاری / ۲۱ مهر/ 🖇در اینجا ببینید:
▪️برنامۀ سنجه. سهشنبهها. ساعت ۲۱:۳۰، شبکۀ چهار. پیامک: ۳۰۰۰۰۴
audio
🚩 تأملات معرفتی- انتقادی با عنوان جنگ و روشنفکریِ سکولار. ۸۲:
🔻لیبرالها علیه خیابان: سیاستورزی مؤمنان مبعوث / ۱۴ مهر/ 🔻در اینجا ببینید:
▪️برنامۀ سنجه. سهشنبهها. ساعت ۲۱:۳۰، شبکۀ چهار. پیامک: ۳۰۰۰۰۴
audio
🔻گفتگو با عنوان: خط سازش، خط مقاومت -۴ (فرسایش قدرت در چرخۀ مذاکره)
🖇 با حضور مهدی جمشیدی 🖇 به اهتمام برنامۀ سردر انقلاب

🚩 تأملات معرفتی- انتقادی با عنوان جنگ و روشنفکریِ سکولار. ۸۳:
🔻آنسو گشادهدستی، اینسو تنگنظری: مسأله، زوال هویّتی است مهدی جمشیدی
۱. من به اعتبار معرفت، به سیاست میپردازم و سیاست در نظرم، وجاهت ذاتی ندارد. بهبیاندیگر، سیاست را طریقتِ تحقّقِ معرفت قدسی میانگارم و میکوشم در مرداب اصالت قدرت و طلب ریاست نغلتم. همواره نیز در همین چهارچوب، قلم زدهام و از قدرت و اصحاب قدرت سیاسی، فاصله و حتّی پرهیز داشتهام. البته حکم ولیّفقیه، حکم خاص و منحصربهفرد است و هیچکس، همسنگ و همسنخ ایشان نیست. ولیّفقیه، صاحب ولایت معنوی است و از این باب، در قدرت سیاسی حضور دارد، نه به اعتبارِ سیاست محض و روزمرّه. سیاست انقلابی نیز فرع بر صورتبندی عالَم معنوی است و انقلاب یعنی درافکندنِ طرح ملکوتی برای حیات اینجهانی، بهواسطۀ دردستگرفتن عنان و زمام ساختارهای اجتماعی.
۲. بند پیشین، مقدّمهای توجیهی بود برای اینکه نوشتۀ حاضر در دیدۀ مخاطب، ذیل سیاستزدگی و تعلّقخاطر به جریانها و نیروهای سیاسی تفسیر نشود. با این ملاحظه، باید دربارۀ حمید رسایی بگویم که وی، آنگونه که از اندرونیاش مطّلعم، یک انقلابیِ اصیل و ریشهدار است؛ دل در گرو ولایت دارد و مطیع و منقاد است؛ از معرفت انقلابی و دیانت راستین، نصیب برده است؛ اهل صدق و خلوص است؛ ملتزم به تقوای سیاسی و ضبط نفس است؛ و ... . اگر فریاد برمیآورد و میخروشد، تمنّای شهرهگی و سرشناسی ندارد و نمیخواهد از طریق تولید غوغا و هیاهو، یارگیری و بارگیری کند، بلکه بهواقع و در دل، خواهان استقرارِ قواعد انقلابی و وصول انقلاب به غایاتش است.
۳. اما قالیباف، مدّتهاست که در سراشیبی افول فکریِ قرار گرفته و میکوشد به بهانۀ بهدستآوردن بدنۀ اجتماعی از جرگۀ خاکستریها، از سنگرها و حریمهای هویّتی، عقبنشینی کند. بااینحال، هرچه که از هویّت اصیلِ اسلامی و انقلابی، بیشتر فاصله گرفت، نامقبولتر و بیبدنهتر شد؛ نهفقط انقلابیهای اصیل و حقیقی را باخت، بلکه اقبالی از سوی خاکستریها نیز به چنگ نیاورد. توصیهها و طرحهای حلقۀ سطحیاندیشِ اطرافش، نتیجۀ معکوس داد و او را در عرصۀ سیاسی، رقیق و کمرنگ کرد؛ چنانکه در انتخابات مجلس، از حمید رسایی نیز جا ماند. روشن است که چنین سقوط و شکستی، بهشدّت درسآموز است، اما افسوس که از عینیّت نیز فرانگرفت و آراء وارونه و نابخردانۀ مشاورانش را بر صدر نشاند. در دهههای گذشته، او دچار ضربههای سختِ خودخواسته شد و منزلت اجتماعیاش را از دست داد. اینک نیز در متن جنگ وجودی، نیرویی همچون رسایی را که در دورۀ تعطیلیِ مهندسیشدۀ مجلس، در پی نظارت و تبلیغ و تبیین بود، زنداننشین کرد. قالیباف، نسبت به «ترکفعلها» و «ناکارآمدها»ی بحرانسازِ دولت اصلاحاتمآب، سکوت اختیار میکند و به جای نمایندگی مردم، نمایندگی دولت را برگزیده، اما در مواجهه با یک «یادداشت مطبوعاتی»، درنمیگذرد و یک نمایندۀ فعّال و نیروی خیابانی را در معرکۀ جنگ، محبوس میسازد. گشادهدستی برای «لیبرالهای ناکارآمد» و تنگنظری برای «انقلابیهای تبیینگر». او نهفقط سعۀ صدر ندارد، بلکه سوگیری لیبرالی نیز دارد. مواجهۀ غیرمنطقی و گزندۀ وی با یک فعّال سیاسی و اجتماعی، سطر پایانِ حیات سیاسیاش خواهد بود. زینپس، او چیزی بیش از یک نیروی سیاسیِ سوخته و منهدمشده نخواهد بود.
۴. خطاست اگر تصوّر شود که منازعۀ ما با قالیباف و اصحابش، شخصی یا سیاسی است؛ هرگز چنین نیست. مسأله، «معرفتی» است و برآمده از تضاد دو تفکّر و بینش. همچنانکه از نیمۀ دهۀ هشتاد به این سو، روح لیبرالیِ اصلاحطلبان در پارهای از اصولگرایان حلول کرد و هر دو به جانب «اسلام رحمانی» گرایش یافتند، قالیباف نیز جانب اسلام رحمانی را گرفت؛ اسلامی که به تعبیر رهبر شهید، معارف نشأتگرفته از «لیبرالیسم» است، نه اسلام حقیقی. بنابراین، پای تفکّر التقاطی در میان است، نه یک اختلاف سیاسیِ سطحی و قدرتمآبانه. جمهوری اسلامی در همۀ دهههای حیاتش، از آغاز تاکنون، همواره درگیر التقاط در سطوح سیاسی بالا بوده است؛ چه اینکه موسوی، گرایشهای مارکسیستی داشت، هاشمیرفسنجانی، عملگرا بود و لیبرالیسم اقتصادی را ترجیح داد؛ خاتمی، سراپا غرق در انگارۀ لیبرالی بود؛ روحانی، ذاتیّات و مقومّات انقلاب را به نفع تمدّن غربی انکار میکرد؛ و ... . مسأله، «کودتای هویّتی» در درون جمهوری اسلامی بوده و هست. مهندس بازرگان از قدرت سیاسی حذف گردید، اما تفکّر التقاطی وی، در عمق حاکمیّت، بازتولید شد و بسط یافت. چنین شد که جمهوری اسلامی، همواره گرفتار «دوگانگی فرساینده» بود و این امر، امکان جهش تاریخی را از آن ربود. قالیباف به همین خطّ فکری پیوست؛ بهطوریکه پس از فتنۀ سال هشتادوهشت و فتنۀ کشف حجاب و داستان فضای مجازی، اکنون حتی نسبت به مقاومت نیز مواضع لیبرالی را برگزید و به «مذاکرهاندیش» شد و «انتقام» را تفسیربهرأی کرد.
🔻زمینههای نفاق جدید علامه محمدتقی مصباحیزدی ۱۳۸۱.۴.۸ متن در در اینجا بخوانید:
🖇 این سخنرانی در سالهای استقرار دولت اصلاحات و در واکنش به نفاق آن ایراد شده است. علامه از این جریان فکری و سیاسی، بهعنوان نفاق جدید یاد میکند و معتقد است که پیشرویهای فراوان داشتهاند و قصد دارند انقلاب را دچار استحاله کنند. این روزها، سخن از چتر فراگیر و همبستگی ناهویتی در میان است، درحالی که بر اساس رویکرد علامه مصباح، باید این جریان را به سبب ماهیت نفاقآلودش، ناقض همبستگی ایمانی و تحریکگر دشمن به تعدّی و جنگ دانست. ما با دنبالۀ داخلی و ایرانی دشمنِ بیگانه مواجهایم که در تمام دهههای گذشته، فتنهپردازی کردند و اغتشاش آفریدند و در آمریکا، طمع تهاجم و تفوّق ایجاد نمودند. هستۀ سخت کودتا، جریان اصلاحات است که مشابه سازمان مجاهدین خلق (نفاق قدیم) عمل میکند؛ اما با پیچیدگیهای بسیار زیاد. این گفتار صریح و موشکانه را باید چندین بار شنید و در گزارههایش تأمل کرد و شرایط کودتایی امروز را در چهارچوب آن فهم کرد. تهدید اصلی، تهدید درونی است که بضاعت انقلاب و جامعه را میفرساید. #نفاقجدید #اصلاحات #لیبرالهایایرانی #نفوذ #عملگرایی #وفاقملی #دینشناسیالتقاطی #هویتزدایی #آرمانزدایی #ایدئولوژیزدایی #کودتا
audio
🔻گفتگو با عنوان: خط سازش، خط مقاومت -۳ (فرسایش قدرت در چرخۀ مذاکره)
🖇 با حضور مهدی جمشیدی 🖇 به اهتمام برنامۀ سردر انقلاب
#قالیباف #تسلیم #جنگبیپایان #بازدارندگیاطمینانبخش #استحکامساختدرونی #خروجازچرخۀباطل #خنثیسازی #مصونیتملی #عهدابرقدرتی

🚩 تأملات معرفتی- انتقادی با عنوان جنگ و روشنفکریِ سکولار. ۸۲:
🔻لیبرالها علیه خیابان: سیاستورزی مؤمنان مبعوث
/۱۴ مهر/ 🔻در اینجا ببینید:
▪️برنامۀ سنجه. سهشنبهها. ساعت ۲۱:۳۰، شبکۀ چهار. پیامک: ۳۰۰۰۰۴
🚩 تأملات معرفتی- انتقادی با عنوان جنگ و روشنفکریِ سکولار. ۸۲:
🔻لیبرالها علیه خیابان: سیاستورزی مؤمنان مبعوث / امشب ۱۴ مهر/
▪️برنامۀ سنجه. سهشنبهها. ساعت ۲۱:۳۰، شبکۀ چهار. پیامک: ۳۰۰۰۰۴
🗒 تفکّر و آنگاه نیز تفکّر. همهچیز در لحظۀ آغازین و نهایی به تفکّر بازمیگردد. با تفکّر است که میتوان در برابر شرایط و ساختارها، هرچه که باشند، ایستاد و منفعل نشد. لایههای مهمی از ریزشها و استحالهها و سقوطهای پساانقلابی، معرفتی و نظری بودهاند. کسانیکه از آغاز، یعنی در برهۀ نهضتی و انقلابی، به تفکّر نپرداختند و احساس و هیجان را ترجیح دادند و بعدها نیز مبتنی بر شور حرکت کردند، چندی بعد که موقعیّت تاریخی تغییر کرد، اینان نیز تغییر کردند. انقلاب، حس و حرارت هست، اما عقل و نظر نیز هست. آنان که همواره در سطح و پوسته بودهاند و فرصت تعمّق و غور نیافتهاند، گاهی به سوی ایدئولوژی مارکسیستی چرخیدهاند و گاهی به سوی ایدئولوژی لیبرالی. مذبذب و متلاطم بودهاند و تکامل هویّتی را تجربه نکردهاند، بلکه مدار زمانه و اوضاع عینی را اصل انگاشتهاند و در چهارچوب اقتضائات آن، تغییر ایدئولوژی دادهاند. باید لنگرگاه هویتی را یافت. اگر چنین نکنیم، نسخههای هویّتیِ یک و دو و سه خواهیم داشت و اصالتها و ریشههایمان را خواهیم باخت. هیچ طرح فکریای نمیتواند همسنگ «طرح ولایت»، از عهدۀ ساختنوپرداختن زیربناهای نظری برآید و ما را در برابر سیلاب شبههها و پرسشها و اشکالها و تردیدها نجات بدهد. اگر در این مسیر به حرکت درنیاییم و به بنیانها نپردازیم و دشواری مباحث معرفتی و فلسفی را به جان نخریم، خواهیم لغزید. «طرح ولایت»، طرح ثبات فکری است؛ ثباتی که از تولیدِ یقین ایمانی در ذهن برمیخیزد و مهمترین مسألهها و معضلههای نظری را به عالیترین روش، پاسخ میدهد. اینچنین متاعی، در هیچ دکّان دیگری نیست؛ بسی گردیدم، اما نیافتم. هندسهای که علامه محمدتقی مصباح از خویش به یادگار گذاشت، هرگز کهنه و فرسوده نشده، بلکه چهبسا بیش از گذشته بهکار آید. مهدی جمشیدی
🖇آغاز دورۀ مجازی طرح ولایت 🖇ثبتنام و اطلاعات بیشتر: paziresh-marefat.iki.ac.ir 🖇آخرین مهلت: ۲۸ مهر ۱۴۰۵