در حال باز کردن صفحه
⭕️ حاشیه نگاری جلسه۱۵۷ حکمت سیاسی اسلام در قرآن
بخش دوم
🔹جلسه که تمام شد و جلیلی پایین آمد. خانمی همان پایین پلهها جلو رفت و از او خواست در تجمع شبانه میدانشان سخنرانی کند. قول حضور میخواست. جلیلی گفت: «اگه قول بدم و نشه بیام، دروغ گفتهام.»
🔸چند نفر با قیافه آکادمیک آمدند و همانجا، وسط راه، طرح و جزوهای دستش دادند. با آقای ماموستا نقیبی، امامجمعه سقز، هم مفصل حرف زد.
🔹دو نفر هم آمده بودند، از روستاهای منطقه بوئینزهرا و کندر خراسان رضوی. یکیشان در روستایشان نیروگاه خورشیدی مردمی راه انداخته بود. میگفت: «یک ریال وام از دولت نگرفتیم. فقط از دولت حاجآقا رئیسی قول گرفتیم هر روستایی که توی این طرح شریک بشه، برقش قطع نشه. الان سه ساله روستای ما قطعی برق نداره!»
🔸جلیلی کارشان را تحسین کرد و گفت مهم این است که این حرکت در یکی دو روستا نماند؛ باید الگو بشود تا بقیه نقاط کشور هم همین مسیر را بروند.
🔹بعد مشخصات روستای کندر را پرسید و گفت شاید در آینده سری به آنجا بزنیم.
از ته دل ممنون، شما قلب تپندهی این ملتید
آفرین! دیدن این جمعیت خستگی رو از تن آدم درمیاره
ما به این مردم مدیونیم. ملت ما شکست رو نمیشناسه
زنده باشید، دشمن از همین اتحاد میترسه
دلها با شماست، دعاها هم. بمونید برامون
خدا قوت پهلوونا، خون شهدا پشت این حضوره 💐
چه مردمی داریم ما، الهی شکر! وقتی مردم پای کارن، هیچ نقشهای جواب نمیده. قدمتون پر خیر
سلام بر غیرتمندان! آقا جان، مردمت پای کارن، دعاشون کن. شما آبروی این مملکتید 💚
شیرمردا و شیرزنای ایران، دمتون گرم. دست همهتون رو میبوسیم 🇮🇷❤️
شما الگوی همهی آزادگان دنیایید. خدا از جوونیتون خیر ببینه
صبحِ پیروزی نزدیکه، خدا یار و نگهدارتون!!