در حال باز کردن صفحه
♦️♦️وقتی انقلاب اسلامی دوگانه حاکم بر جهان را به چالش کشید
نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی مهمترین شعار انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ است شعاری که میتوان آن را فراتر از یک شعار سیاسی و در سطح یک تغییر پارادایم در حکمرانی تحلیل کرد. برای فهم این تغییر، باید به جهان دوقطبی قرن بیستم بازگشت جهانی که پس از انقلاب کمونیستی به دو اردوگاه کمونیست شرق و لیبرال غرب تقسیم شد . در یک سوی این دوگانه، لیبرالیسم قرار داشت؛ نظامی که بر محور انسان، عقل انسانی، اراده فردی، آزادی و انتخاب انسان در ساماندهی امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تأکید میکرد. در سوی دیگر، سوسیالیسم و کمونیسم قرار داشت که با تکیه بر ماتریالیسم تاریخی، مالکیت اشتراکی و تقدم ساختارهای اقتصادی، الگوی متفاوتی از سازماندهی جامعه و حکومت ارائه میکرد. در چنین جهانی، انقلاب اسلامی ایران با شعار نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی خود را در برابر این دوگانه قرار داد. پیام این شعار صرفاً نفی وابستگی سیاسی و اقتصادی به آمریکا یا شوروی نبود؛ بلکه اعلام این دیدگاه دانست که الگوی حکمرانی جمهوری اسلامی قرار نیست نسخهای از شرق یا غرب باشد. امام خمینی(ره) با طرح نظام جمهوری اسلامی، الگوی متفاوتی را مطرح کردند؛ الگویی که در آن جمهوری، بیانگر نقش و حضور مردم در تعیین سرنوشت سیاسی کشور و اسلامی بیانگر حاکمیت احکام الهی حکمرانی است. از این منظر، نه شرقی، نه غربی بیش از آنکه به معنای نفی رابطه سیاسی و اقتصادی با جهان باشد، به معنای نفی سلطه و وابستگی در تعیین مسیر حکمرانی کشور است. جمهوری اسلامی میتواند با جهان ارتباط داشته باشد، اما قرار نیست مبانی حکمرانی خود را از یک قدرت خارجی یا یک بلوک جهانی دریافت کند. اهمیت این تحول زمانی بیشتر آشکار میشود که آن را در بستر تاریخ معاصر ایران ببینیم. در دورههایی از تاریخ معاصر، قدرتهای خارجی در تحولات سیاسی و اقتصادی ایران نقش تعیینکننده داشتهاند و استقلال سیاسی کشور بارها تحت تأثیر رقابت قدرتهای بزرگ قرار گرفته است. البته چنین تغییری بدون هزینه نبود. دفاع مقدس؛ آزمون بزرگ این استقلال خواهی بود جنگ تحمیلی را میتوان اولین آزمونهای عملی این اندیشه دانست. جمهوری اسلامی در نخستین سالهای استقرار خود با جنگی هشتساله مواجه شد؛ جنگی که در جریان آن ایران هزینه انسانی و اقتصادی سنگینی پرداخت. بیش از دویست و بیست هزار شهید و هزاران جانباز و آزاده و تخریب گسترده بخشهایی از کشور بیانگر آنست. اما دفاع مقدس ۸ ساله تنها دفاع از سرزمین نبود؛ بلکه دفاع از حق تعیین سرنوشت و استقلال کشور نیز تلقی شد مسئله اصلی فقط این نبود که چه سرزمینی در اختیار چه کشوری باشد؛ مسئله این بود که آیا یک ملت میتواند بدون پذیرش سلطه قدرتهای بزرگ درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرد یا خیر، از همین رو مفاهیمی مانند عزت، استقلال، مقاومت و عدم سلطهپذیری در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی جایگاه ویژهای پیدا کرد یکی از مفاهیم مهم در گفتمان انقلاب اسلامی، نفی ذلت و سلطهپذیری است؛ مفهومی که در فرهنگ عاشورا نیز با تعبیر هیهات من الذله شناخته میشود از این منظر، نه شرقی، نه غربی را میتوان یکی از مهمترین نشانههای تغییر پارادایم حکمرانی با وقوع انقلاب اسلامی در جهان دانست؛ تغییری که میخواست نشان دهد جهان الزاماً به دو انتخاب شرق و غرب محدود نیست. در افق بازتر ، نه شرقی، نه غربی را نباید صرفاً یک شعار مربوط به سال ۱۳۵۷ در ایران دانست بلکه امروزه به عنوان مطالبه ملت های آزادیخواه جهان برشمرد از محورهای مقاومت تا کشورهایی که اگر دیدگاه اسلامی هم نداشته باشند ولی آزادیخواه هستند گسترش پیدا کرد و این تفکر در جهان به یکی از الگوهای حکمرانی تبدیل شده است که می توانند بر اساس مبانی فکری و تاریخی خود، الگوی مستقلی برای حکمرانی طراحی کنند . اگر انقلاب اسلامی را از این زاویه ببینیم، مهمترین دستاورد آن تنها تغییر یک حکومت به حکومت دیگر نیست؛ بلکه تغییر یک پارادایم سیاسی است: عبور از دوگانه شرق و غرب و طرح این ایده که یک ملت میتواند مدعی طراحی مسیر مستقلی برای حکمرانی خود باشد.
✍محمدعلی فتحاللهی سیدآبادی کارشناس رسانه و مدرس دانشگاه
📝️⌕ ــــ ـــ ـ ــــ ـ ــــ ـ
️ حجتالاسلام دکتر طاهری آکردی️
هنوز نظری ثبت نشده است.