در حال باز کردن صفحه
🔰جلسه گروه پژوهشی تاریخ معاصر - موسسه امام خمینی قم - مهر ۱۴۰۵
✅دکتر موسی نجفی :
🔴تفسیر و خلاصه علمی نظریه شرق شناسی با توجه به جمع بندی نهایی دکتر داوری
اول : شرق شناسی از کجا پدیدار شده است؟ دوم : با تجدد خردی خاص پدید آمد که میل به جهانی شدن داشت. سوم : تجدد در صدد پوشانیدن سایر فرهنگها داشته و میل شدیدی نیز به شناخت فرهنگ های قدیم داشت. چهارم : اورینتالیسم هر چند نوعی پژوهش است ولی نمی توان آن را در پژوهش محدود نمود ؛ چرا که وطیفه اش اعلام پایان دوران قدیم است تا راه برای جهانی شدن تجدد باز شود. پنجم : به خلاف تصور با بسته شدن راه خرد قدیم مردمان از درک این خرد جدید هم عاجز ماندند و نوعی بی تاریخی و سرگشتگی بر آنان غلبه یافت. ششم : میل به شناخت فرهنگ قدیم از قرن ۱۷ در اروپا نه برای پژوهش شرق بلکه برای شناخت امکانات بسط تجدد و خرد جدید صورت گرفته است. هفتم : این ماموریت را تجدد برای اندیشمندان قرار داد تا موانع بسط تجدد را بردارند و شرق در محدوده علمی و گسترش سراسری تجدد واقع گردد. هشتم : اروپا و عهد جدید به این شناخت شرق احتیاج داشت و بدون آن نمی توانست داعیه مطلق بودن و جهانی شدنش را اثبات کند. نهم : اورینتالیسم شانی از تاریخ تجدد است و شرق شناس را نمی توان مورخ نامید. دهم : اورینتالیسم محصول ایده سیاست نیست ولی سیاستمداران از آن بهره بسیار بردند . یازدهم : صورت جهان قدیم با دین داده شد ولی تجدد طرحی غیر دینی بود که ریشه در رنسانس داشت و بشر را از آسمان به زمین آورد و صورتی بشری به طبیعت داد. دوازدهم : با تغییر سیاست، نظام زندگی تغییر نمی یابد در نظام جدید است که علم و قدرت و تکنیک با سیاست به فکر تسخیر جهان و طبیعت می افتند و ( البنه پدیده استعمار از این جا آمده ). سیزدهم : مشکل این است که گفته شده این نظم جدید، آزادی فردی به دنبال دارد در حالی نظم تکنیک نطم قهر و قدرت است و این قدرت نه در اشخاص که در بطن نظم جامعه وجود دارد. چهاردهم : غرب هر چند علم را از سایرین گرفنه ولی اصول و صورت تجدد را خودش به آن داده است. پانزدهم : اصل پیشرفت تاریخی از طریق تصرف علمی و نکنیکی دست آورد نظام تجدد است . شانزدهم : علم جدید نه علم تفسیر جهان بلکه علم تغییر جهان است . این تغییر بخشی را علم و نکنیک و بخشی را سیاست انجام می دهد. هفدهم : سیاست در جهان جدید بخشی از نظم حدید است بدون این ارتباط سیاست علیل و ضعیف می شود؛ لذا سیاست جلوه ای از نظام زندگی است و باید در طریق پیشرفت و تحول گام بردارد. هجدهم : امروز تجدد به پایان خودش رسیده و نشاط سابق را ندارد لذا پشتوانه سیاست هم تضعیف شده و سیاست دچار سردر گمی گشته است. نوزدهم : امید در جایی است که امکان رسیدن به مقصد فراهم باشد . بیستم : با پایان یافتن عصر تجدد باید دنبال گشایش جدید و افق جدید باشیم.
هنوز نظری ثبت نشده است.