در حال باز کردن صفحه
نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم؟ در این سراب فنا چشمهٔ حیات منم؟
وگر به خشم روی صدهزار سال ز من به عاقبت به من آیی که منتهات منم
نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی؟ که نقشبند سراپردهٔ رضات منم؟
نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی؟ مرو به خشک که دریای با صَفات منم؟
نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو؟ بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم؟
نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند؟ که آتش و تبش و گرمی هوات منم؟
نگفتمت که صفتهای زشت در تو نهند؟ که گم کنی که سرِ چشمهء صِفات منم؟
نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت نظام گیرد؟ خلّاق بیجهات منم
اگر چراغدلی، دان که راه خانه کجاست وگر خداصفتی، دان که کدخدات منم
پ.ن: امام خمینی رضوانالله علیه: معالاسف در داخل ما هم جناحهایی هستند دست و پا میکنند [...] که آمریکا قدرت پیدا کند. این ننگ را ما کجا باید ببریم که اهالی یک کشوری، افرادی که از همین مملکت است، اینجا زاییده شده و اینجا پرورش پیدا کرده، حالایی که مملکت ما و ملت ما قدرت آمریکا را در اینجا شکست داده است، باز روابط با آمریکا دارند که برگردانند. ما این ننگ را باید کجا ببریم.
هنوز نظری ثبت نشده است.