در حال باز کردن صفحه
▪️ نقش مذاکره در تسریع جنگ |بخش سوم ❓ چرا جلیلی جریان وفاق را در وقوع جنگرمضان مسئول میداند؟
✍️ مسعود براتی| روزنامه عصر ایرانیان
🔸به عبارت دیگر، قبول مذاکرات نشان داد که در میان مسئولان ارشد ایران دو رویکرد وجود دارد: یکی رویکرد مقاومت در برابر آمریکا و دیگری رویکرد مذاکره و توافق با آمریکا. در کنار اینها، موضعگیری عراقچی در مصاحبه با خبرنگار خارجی دو روز قبل از آغاز جنگ رمضان را نیز باید در نظر داشت. او در پاسخ به مسئله جانشینی رهبری (با توجه به تهدیدات مطرح درباره ترور ایشان) به راحتی از کنار تهدیدات میگذرد و صرفاً به سازوکار انتخاب جانشین اشاره میکند. این رفتارها و گفتارها پیامهای خطرناکی را به دشمن مخابره میکرد. آنچه بوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، روز قبل از شروع جنگ در آمریکا از میزان انعطاف بیش از اندازه ایران در ارائه امتیاز بیان کرد، مکمل این کارها بود.
🔹مواضع مسئولان ایرانی در قبول مذاکرات زیر سایه تهدید و جنگ از منظر آمریکاییها اینگونه محاسبه میشد: ایران در ضعیفترین نقطه تاریخی خودش قرار دارد. درست است که قدرت نظامی دارد و توانسته در جنگ ۱۲ روزه مقاومت کند، اما انگیزه لازم برای جنگیدن را ندارد و با حمله سنگینتر از جنگ ۱۲ روزه به توانمندیهای دفاعی ایران (توان موشکی و دریایی) میتوان کارش را تمام کرد. اعتراضات دیماه آسیب جدی به انسجام اجتماعی ایران وارد کرده است. اکثر مسئولان ایرانی با امتیاز دادن به آمریکا و توافق همراه هستند و تنها فرد مخالف چنین روندی رهبری انقلاب است. پذیرش مذاکره توسط ایران نشان میدهد که ایران مشکلات عمیق اقتصادی-سیاسی و اجتماعی دارد که نمیتواند چارهای برای آنها تدبیر کند. این نگاه را در کنار نقشه کلانی که برای منطقه غرب آسیا دارد و میخواهد مانع ایران را از پیشروی این نقشه بردارد بگذارید؛ تصمیم حمله نظامی قابل فهم میشود. حملهای که خطوط قرمز گذشته را عبور کند تا ایران را سریعتر تسلیم کند. هدف قراردادن رأس نظام سیاسی و نیز هدف قراردادن کودکان بیگناه که در همان ساعات اول جنگ رخ داد.
🔸رهبری شهید در آبان ۱۴۰۳ شبیه به همین مسئله را بیان فرمودند. دو روز پس از پاسخ رژیم صهیونیستی به عملیات وعده صادق ۲، رهبری شهید این اتفاق را ناشی از خطای محاسباتی دشمن نسبت به مردم ایران دانستند: «اینها نسبت به ایران دچار خطای محاسباتیاند؛ اینها ایران را نمیشناسند، جوانان ایران را نمیشناسند، ملّت ایران را نمیشناسند». ایشان تأکید داشتند که مسئولان باید شیوه اصلاح خطای محاسباتی دشمن را تشخیص دهند و اجرا کنند.
🔹تحلیلگر چینی جین لیانگشیانگ، مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه در مؤسسه مطالعات بینالمللی شانگهای (SIIS)، درباره اثر جریانهای سیاسی داخل ایران بر بازدارندگی ایران بعد از جنگ ۱۲ روزه مطلب مهم و مشابهی بیان کرده است. این تحلیلگر در گزارشی با عنوان «ناکامی راهبرد مقاومت ایران و تأثیر آن بر نظم منطقهای خاورمیانه» در مارس ۲۰۲۶ مینویسد: «گرچه ایران توان اجرای بازدارندگی را در اختیار داشت، اما در بستر پیامدهای منطقهای منازعه جدید فلسطین و اسرائیل، به دلیل ملاحظات سیاسی داخلی، اراده سیاسی خود را برای اعمال بازدارندگی بهطور کامل نشان نداد». او بازدارندگی را شامل دو جزء میداند: اول توان وارد آوردن ضربهای غیرقابلتحمل به مهاجم و دوم اراده و عزم سیاسی روشنی برای اجرای مجازات.
🔸این تحلیلگر با ارزیابی جنگ ۱۲ روزه و مواضع سیاسی ایران بعد از آن نتیجهگیری میکند: «جنگ ۱۲ روزه نشان میدهد که ایران بدون تردید توانایی اعمال بازدارندگی را در اختیار داشت. بااینحال، ایران اراده خود را برای وارد آوردن خسارات جدی به اهداف داخل اسرائیل بهطور کامل نشان نداد. جریانهای محافظهکار، از جمله در ساختار نظامی، خواهان اقدامات تلافیجویانه قاطعتری علیه اسرائیل بودند؛ در مقابل، جریان اصلاحطلب همچنان به کاهش تقابل و تنشزدایی با آمریکا و اسرائیل امید داشت.» * ▪️جمعبندی*
🔻با مرور تحولات و مواضع مسئولان ایرانی در قبال مذاکره با آمریکا قبل از جنگ رمضان علیرغم نفی صریح رهبری شهید، اثر آنها بر تشدید محاسبات غلط دشمن مبنی بر ضعیف و قابل شکست بودن ایران مشخص شد. این مواضع دشمن را برای وارد آوردن ضربه محکمتر و تمام کردن کار ایران تشجیع کرد. عقبنشینیها و ارائه امتیازهای جذاب نیز در همین راستا عمل کرد. ایران یک بازیگر تهدیدپذیر نمایش داده شد و دشمن برای تمام کردن کار ایران مصممتر شد. این تجربه باید در نظر بماند تا از تکرار آن جلوگیری شود.
هنوز نظری ثبت نشده است.