در حال باز کردن صفحه
عثمانیزاسیون! (درنگی در نسبت مسئولین و خیابان)
۱. در اینکه تجاوز بیگانه و کشتن رهبر و بچه ها و مردم بی گناه، خیزش و بعثتی در مردم ایران آفرید که بیش از ۵۰درصد حضور خیابانی را هم موجب شد، شاید کمتر محل تردید باشد. پس از ۷ماه اگر «کمیّت حاضر» کاهش یافته اما «کیفیت حضور» نسبت به اهدافی (مثل انتقام و...) تیزتر شده است. «مبعوث»، «مرصوص» و سرسخت تر شده است!
۲. علیرغم «تمجیدهای لفظی» و زیاد از بعثت مردم، از ابتدا رابطه مسئولین ( به خصوص کمیته موسوم به ۶نفره جنگ) با این تجمعات شبانه خوب برقرار نشد! ۴٠شب اوّل ملاحظات حفاظتی و امنیتی توجیه مناسبی بود؛ اما از آتش بس تا کنون آنچه به خیابان رسیده نوعاً: «غافلگیری»،«بی خبری»،«خبردهی دشمن»،«تردید حاضرین در خط مشی پایان بندی جنگ» و این جور «سویه های منفی» بوده است! برخی مقامات دیپلماتیک در شبهای بمباران، حاشیه خیابان دیده و مصاحبه شدند؛ اما در «ایام دیپلماسی» اصلا رؤیت نشدند! توضیحات ضبط شده برخی مقامات دیگر در هر نوبت، اوّل سئوالاتی برای حاضرماندگانِ خیابان و بعد نقدهایی ساخت که عدم برقرای ارتباط سازنده نقدها را تیزتر کرد. جمع بندی هایی که درون آن فضا در شبهای پیاپی شکل می گرفت، قضاوت های بدبینانه تر بود. ندیدن این هسته سخت و مقاوم و رابطه گیری با «کانون اصلی آن» یعنی خیابان بی اعتمادی را افزود و به مرتبه بحرانی نزدیک کرد.
۳*. از آنسو در کنار مردم مقاوم و «بنیان مرصوص» این بعثت، در فضا و مناسبات پیش گفته، افراد یا جریاناتی، با بیان، شعار، پلاکارت و... آن گلایه را «تعبیر» دادند؛*ادبیات عمومی خیابان تیزتر شد! شعار از عزل و استیضاح گذشت؛ جسته گریخته شعار «مرگ بر...» در آمد! ویدئوی برخی چهره ها باز پخش شد که از کنار گذاشتن خشاب پر برای برخی گفتند! و... این چرخه، بازتولید خشونت زبانی و فیزیکی را بیشتر می کند!
۴. بلاتشبیه از هردو طرف، «اصل ماجرا» اما دارد شبیه اعتراضات علیه عثمان می شود! نشنیدن صدای معترضین ، از سر باز کردن آنها و کشف خلاف شدن ها، اجتماع کنندگان را بیشتر عصبانی کرد! از طرف دیگر هم برخی درون اجتماع کنندگان از «تکفیر و تفسیق» گفتند و حرکات مخرّب تئوریزه شد تا آنچه می دانیم اتفاق افتاد! امیرالمومنین(ع) _به عنوان داوری معصوم _ آن تنش را چنین قضاوت می کند: «أَنَا جَامِعٌ لَكُمْ أَمْرَهُ، اسْتَأْثَرَ فَأَسَاءَ الْأَثَرَةَ وَ جَزِعْتُمْ فَأَسَأْتُمُ الْجَزَعَ، وَ لِلَّهِ حُكْمٌ وَاقِعٌ فِي الْمُسْتَأْثِرِ وَ الْجَازِعِ: من جريان عثمان را برايتان خلاصه مى كنم: عثمان خودرأیی پيشه كرد و بد خودرأیی کرد، و شما بى تابى كرديد و از حد گذراندید، و خدا در خودرأیی (خودکامگی)، و در بى تابى و تندروى، حكمى دارد كه تحقّق خواهد يافت». خود را فریب ندهیم آیا قانع نبودن مردم انقلابیِ در صحنه و از آنسو پیدا شدن برخی آثار بد بی تابی قابل انکار است؟!
۵. به نظر می رسد این فاصله نباید بیش از این حادّ شود.
راه تعدیل آن فقط نصیحت مردم یا پیام های ویدئویی یک طرفه برای عموم مردم یا بردن و توجیه کردن برخی لیدرها نیست.
خیابانِ بالای ۵۰ درصد، فرصت استثنایی برای جمهوریت بیشتر و مشارکت آحاد در تصمیم سازی کشور بود که متاسفانه پاس داشته نشد و خیابان ناچار در موضع سلبی ایستاد!
اقلا الان مانع عثمانیزاسیون ماجرا شویم!
در گام نخست مشاوران و نمایندگانِ مقامات در خیابان ها حاضر شوند و حتی «درشت گویی و ناراست گوییِ» احتمالی را تحمّل کنند ( ثُمّ احتَمِلِ الخُرقَ مِنهُم و العِيَّ). هم زمان خود آن مقامات،«نمایندگان واقعی خیابانِ موجود» را «بی گزینش و سانسور سئوال» به حضور بپذیرند؛ بشنوند و پاسخ دهند و جای ویدئوی های یک طرفه آنرا منتشر کنند. آنچه سخنگوی وزارت کشور گفت چقدر در این سطح است باید منتظر ماند!
✍ محسن قنبریان ۱۴۰۵/۸/۲
هنوز نظری ثبت نشده است.