در حال باز کردن صفحه
🔰 جنگ و پارادوکس وحدت همگرایی ملت؛ واگرایی سیاست
🔹 جنگ در ایران دو فرآیند کاملاً متضاد را همزمان فعال کرد. واکاوی این دو فرآیند و علت و چگونگی فعال شدنشان، حقایق مهمی را روشن میکند: نخست، همگرایی و وحدت مردم؛ دوم، واگرایی و افزایش اختلافات میان سیاستمداران.
🔹 ریشه و عامل هر دو فرآیند یکی است: میل به بقا.
🔹 انسان وقتی بخشی حیاتی از هویت خود را در خطر میبیند، با تغییر رفتار و برخی اولویتهایش میکوشد آن عنصر هویتی را حفظ کند. درباره مردم، آشکار است که ایران بخشی از هویت آنان است؛ پس وقتی ایران را در خطر میبینند، اختلافات پیشین را کنار میگذارند و گرد هم میآیند.
❓ اما پرسش اینجاست: چرا سیاستمداران مانند مردم رفتار نکردند؟ آیا ایران جزئی از هویت آنان نیست؟ یا ایران را در خطر نمیبینند؟
🔹 به نظر نگارنده، بخشی از سیاستمداران هنوز جنگ را تهدیدی وجودی نمیدانند؛ از این رو چه بسا هویت سیاسی خود را بیشتر در خطر میبینند تا ایران. در نتیجه، حفظ هویت سیاسی برایشان بر حفظ ایران تقدم دارد.
🔸 قصه آنجا غمانگیزتر میشود که هویت سیاسی برخی در گرو رابطه با آمریکا باشد. در چنین حالتی، هر چه عامل همگرایی در مردم تقویت شود، عامل واگرایی در این گروه نیز تقویت میشود و این دو فرآیند در برابر یکدیگر قرار میگیرند.
❗ در چنین شرایطی میتوان گفت سیاستمداری که جنگ را تهدیدی وجودی نمیفهمد، مدام رادیکالتر عمل میکند و با رادیکالتر شدنش، هزینههای روزافزونی بر کشور تحمیل میکند؛ و تنها مردماند که میتوانند جلوی این روند را بگیرند.
🔻 پینوشت: همانطور که پیداست، نداشتن تعلقات سیاسی در مردم باعث میشود بهتر بفهمند و تحلیل کنند؛ از همین رو امام شهید، به پایان رساندن کار را از مردم توقع داشتند.
✍️ امیر شعبانجولا
هنوز نظری ثبت نشده است.