در حال باز کردن صفحه
💢حاشیه نگاری جلسه ۱۵۹ حکمت سیاسی اسلام در قرآن
🔹مردی از خرمآباد آمده بود؛ متخصص صنایع پتروشیمی. خودش را به جلیلی معرفی کرد و خواست به یکی از کارگروههای دولت سایه وصل شود. جلیلی هم او را به مسئول کارگروه معرفی کرد.
🔸نفر بعدی با اعتمادبهنفس جلو آمد و گفت: «ما یک آسیبشناسی انجام دادیم و متوجه شدیم درس ولایت فقیه در حوزههای علمیه نیست.»
🔹جلیلی بیتعارف جواب داد: «کی میگه نیست؟ شما ندیدید!»
🔸کمی بعد، نوجوانی جلو آمد. سلام و احوالپرسی که تمام شد، گفت: «من بین اطرافیانم بهعنوان یک فرد حزباللهی شناخته میشوم. برای همین، دیگران انتظار دارند به سؤالهایشان جواب بدهم. شما چه منبعی پیشنهاد میکنید که با مطالعهاش بتوانم جواب سؤالها را بدهم؟»
🔹جلیلی گفت چنین منبعی وجود ندارد و هیچکس نمیتواند ادعا کند که جواب همه سؤالها را میداند. کمی توضیح داد و بعد تأکید کرد که مهمتر از همه، حفظ همین روحیه است؛ اینکه آدم بخواهد بداند و برای پاسخ دادن تلاش کند.
🔸جوان دیگری پرسید: «چطور میشود عضو دولت سایه شد؟»
🔹جلیلی توضیح داد که دولت سایه پیش از آنکه یک تشکیلات باشد، یک گفتمان است؛ هرکس میتواند هرجا که هست، آن را دنبال کند. لازم نیست حتماً به تشکیلات ما وصل باشد.
🔸جوان گفت: «مسئولان به پیگیریهای ما بها نمیدهند.»
🔹جلیلی پاسخ داد: «این روحیه آسیب است و باعث بیعملی میشود. شما باید به تکلیف خودتان عمل کنید.»
🔸یک خانم نخبه طرحی را به جلیلی داد؛ میگوید در ایام جنگ دوازدهروزه آنقدر برایش وقت گذاشته که آرتروز گردن گرفته. سیصد و خوردهای صفحه!
🔹ظاهراً موضوع طرح به سامانههای رهگیر نظامی مربوط میشد.
🔸خانم گفت بعد از مطالعه، طرح را به سیدمجید موسوی برسانید.
🔹جلیلی اما گفت: «اگر به بنده اعتماد داشتید که این را به من دادید، پس اجازه بدهید بررسی کنم و بعد به جایی که صلاح میدانم بدهم.»
هنوز نظری ثبت نشده است.